
عناوین گزارش ها: (روی عناوین کلیک کنید) ه


بازار نسبتا سرد مسکن در تابستان داغ 88
تابستان فرصت مناسبی برای نقل و انتقال مستاجران و خرید و فروش مسکن است.
وحید سلیمانی از مستاجران تهرانی است که امسال قرارداد اجاره منزلش را تمدید کرده است . به گفته وی با وجود کاهش کنونی قیمت مسکن، برخی از صاحبخانه ها به تعدیل بهای اجاره خانه های خود که سال گذشته افزایش یافته بود تمایلی نشان نمی دهند.
همتیان 43 ساله از شهروندان تهرانی است که برای اجاره مسکن به یکی از دفاتر مشاور املاک واقع در منطقه 18 تهران مراجعه کرده است و می خواهد آپارتمانی بزرگتر اجاره کند . به گفته وی بهای اجاره در مقایسه با سال گذشته در برخی مناطق تهران اندکی کاهش یافته و در برخی مناطق ثابت مانده است . وی دلیل کاهش اجاره بها در برخی مناطق تهران را ، به فروش نرسیدن آپارتمان های نوساز به دلیل رکود موجود در بازار مسکن می داند .
محمدی اصل 32 ساله که در آستانه ازدواج قرار دارد و در پی آپارتمان اجاره ای است ، می گوید : قیمت اجاره بها در مقایسه با سال گذشته تغییر چندانی نکرده ، اما بیشتر مالکان تمایل دارند پول پیش کمتری بگیرند و کرایه بیشتری دریافت کنند.
موسویان از دیگر شهروندان مستاجر است که در منطقه منیریه تهران زندگی می کند. به گفته وی مالک آپارتمانش اجاره بها را امسال نیز همانند شرایط سال قبل تمدید کرده است . سلمانی از دیگر شهروندانی است که در تهرانسر زندگی می کند. به گفته وی امسال قیمت مسکن در مقایسه با سال گذشته به طور محسوسی کاهش یافته ، اما قیمت ها باز هم بالا ست .
مشاوران املاک چه می گویند؟
محمد حسین متین از مدیران یکی از آژانس های مسکن در تهران از کسادی خرید و فروش واحد مسکونی می گوید. گلستانی از دیگر مشاوران املاک با تاکید بر رکود در بازار خرید و فروش مسکن از ثابت بودن اجاره بها خبر می دهد اما آن را نشانه خوشایندی در این بازار نمی داند.
به گفته وی بسیاری از سازندگان منازل مسکونی در مواجهه با رکود فروش مسکن و کاهش تقاضا برای خرید آن ، واحدهای مسکونی خود را اجاره می دهند تا به اصطلاح ازخواب سرمایه شان جلوگیری کنند. گلستانی به پایین بودن توان مالی قشرهای جامعه برای خرید مسکن اشاره می کند و می گوید: بیشتر متقاضیان 15 تا 16 میلیون تومان نقدینگی دارند و به همین میزان نیز می توانند وام دریافت کنند.
انبوه سازان چه می گویند؟
محمد مهدی مافی بازرس انجمن انبوه سازان مسکن استان تهران با اشاره به رکود کنونی در بازار خرید و فروش مسکن تاکید می کند که کاهش قیمت ها از دلایل این رکود بوده و سبب خوشحالی عده زیادی از مردم شده است. به گفته وی کاهش تولید مسکن از تبعات منفی رکود آن است.
مافی می گوید: متاسفانه رکود موجود در بازار مسکن علاوه براینکه به تولیدکننده ضرر میرساند، مصرفکننده را نیز دچار آسیب میکند زیرا بازار مسکن بیکشش است و برای پاسخ به تقاضا نیاز به زمان دارد بنابراین آثار منفی آن در صنعت ساخت و ساز طی دو سال آینده آشکار میشود.
بازرس انجمن انبوه سازان مسکن استان تهران تصریح می کند: اگرچه رکود باعث کاهش قیمتها میشود اما این امر همیشه مفید نخواهد بود. وی در ادامه می افزاید: میتوان گفت بیشترین ضرر از ناحیه رکود متوجه انبوهسازان سرمایه گذار خواهد شد زیرا توان تولید آنها بر اثر رکود بشدت کاهش می یابد.
به گفته ایرج رهبر رئیس انجمن انبوهسازان مسکن استان تهران درحالیکه نیاز تولید مسکن در سال یک و نیم میلیون واحد مسکونی است اما شاهد هستیم که تنها 400 هزار واحد مسکونی تولید میشود. وی تصریح می کند: اینکه عنوان شود رکود خوب است چون موجب پایین آمدن قیمت مسکن میشود چندان درست نیست چرا که پایین بودن قیمت مسکن هم اکنون به خاطر کاهش قدرت خرید متقاضی مسکن است .
این در حالی است که به اعتقاد برخی کارشناسان ، بعضی انبوه سازان که طمع بیشتر دارند و دلالان باعث افزایش قیمت مسکن و رکود در بازار شده اند.
وزارت مسکن چه می گوید؟
وزارت مسکن درباره قیمت ها در سال 87 گزارش مشروحی منتشر کرد.
در مقدمه این گزارش امده است: به دنبال رشد قیمت های بازار مسکن طی سال های 85و 86 در تهران و سایر مناطق شهری کشور، در بهار سال 1387 بازار مسکن با رکود معاملات و ثبات قیمت ها مواجه شد؛ سپس در فصل تابستان قیمت ها به صورت مطلق روند کاهشی به خود گرفت.
قیمت مسکن و زمین در تهران و سایر شهرهای کشور از تابستان 1387 سیر نزولی به خود گرفت و پیامد آن رکود معاملات مسکن و روند نزولی حجم و تعداد معاملات بوده ، به طوری که نقدینگی در گردش معاملات مسکن بسیار کم شده است.
موضوع قابل توجه دیگر تغییر مدل و مبنای آمارگیری از قیمت های معاملاتی بازار مسکن بوده است این آمارگیری که از سال 1370 با قرارداد فی مابین وزارت مسکن و شهرسازی و مرکز آمار ایران آغاز شد تا چند سال گذشته به وسیله شرکت های آماری مورد تایید مرکز آمار انجام می گرفت ولی در سال گذشته این مهم مجددا به عهده خود مرکز آمار ایران قرار گرفت از این رو این مرکز با اجرای طرحی مطالعاتی در چارچوب طرح آمارگیری مذکور بازنگری جامعی انجام داد و بعضی از مدل های آماری دچار تغییراتی شد.
در بخش دیگری از این گزارش اضافه شده است : متوسط قیمت یک متر مربع مسکن معامله شده در شهر تهران در بهار 1387 معادل دو میلیون و 19 هزار و 500 تومان بود که این میزان در تابستان همین سال به دو میلیون و 13 هزار و 600 تومان کاهش پیدا کرد.
همچنین در فصل پاییز 1387 این میزان به یک میلیون و 835 هزار و چهارصد تومان رسیدکه نسبت به فصل قبل 8/9 درصد کاهش داشته است. به طور کلی در 12 منطقه از 22 منطقه شهر تهران با کاهش قیمت مواجه بوده ایم. به هر حال اطلاعات بازار نشان دهنده روند نزولی قیمت مسکن در این فصل بوده است.
قیمت زمین در شهر تهران
بررسی قیمت زمین در شهر تهران به دلیل روند کاهش معاملات زمین دچار مشکلاتی بوده، به طوری که در بسیاری از مناطق تعداد معاملات زمین به اندازه کافی برای استخراج متوسط قیمت این منطقه کافی نبوده است، بنابراین ارائه اطلاعاتی مبنی بر متوسط قیمت زمین در بهار، تابستان و پاییز برای شهر تهران تا حدودی مشکل به نظر می رسد ، هرچند متوسط قیمت معاملات صورت گرفته موجود بوده و حاکی از کاهش قیمت زمین در تابستان 87 نسبت به بهار 87 است اما آن قیمت ها نمایانگر قیمت زمین در شهر تهران نیست.
اجاره بهای مسکن در شهر تهران
متوسط اجاره بهای یک متر مربع مسکن در شهر تهران در بهار 1387 معادل 74367 ریال و در تابستان همین سال 72814 ریال بوده است.
همچنین متوسط اجاره بها برای یک متر مربع در شهر تهران در فصل پاییز 69624 ریال بوده که نسبت به فصل قبل 4/4 درصد کاهش داشته است.
نرخ رشد اجاره بها در فصل پاییز سال 1387 در 20 منطقه از شهر تهران نسبت به فصل قبل نزولی بوده است.
چرایی رکود در بازار مسکن ؟
وزیر مسکن به رشد قیمت مسکن در سال 85 و 86 اشاره می کند و می گوید: رشد قیمت مسکن در سال های یادشده را باید به رشد حجم نقدینگی تا سطح 30 درصد در جامعه و فعال نبودن دیگر بخشهای اقتصادی برای جذب این نقدینگی و در نهایت جذب آن به سمت املاک و مستغلات مرتبط دانست.
به گفته سعیدی کیا رشد نقدینگی تا سطح 30 درصد برای اقتصاد ایران بسیار بالا بود و عواقب زیادی به دنبال داشت چرا که در کنار این عوامل، سایر بازارهای جذب نقدینگی مثل بورس، صنعت، کشاورزی و بانکها هم به دلیل کاهش نرخ سود تسهیلات امکان جذب نقدینگی را از دست دادند ، بنابراین تنها بخش جذاب برای جلب نقدینگی، مسکن بود.
وزیر مسکن معتقد است میزان تولید مسکن براساس آمار رسمی در سال 1383 به پایینترین حد خود ( 414 هزار واحد مسکونی ) رسید در حالی که میزان تقاضای مسکن به دلیل انباشت کمبود مسکن که حدود یک و نیم میلیون واحد مسکونی بود در کنار میزان ازدواجهای ثبتشده در این سالها به رقم بالایی رسید.
به گفته وی ساز و کاری هم برای کنترل بخش سوداگری بازار مسکن وجود نداشت بنابراین افزایش قیمت مسکن اجتنابناپذیر بود و در حال حاضر نیز از تیرماه سال گذشته رکود بر بازار معاملات مسکن حاکم شده است.
سید علیرضا قهاری رئیس مرکز تحقیقات معماری و شهرسازی وزارت مسکن می گوید : در دولت نهم میزان واقعی نیاز به مسکن در کشور سنجیده شد ، اما با آشکار شدن توان محدود دولت در تامین احتیاج متقاضیان مسکن ،سوداگران شرایط روحی و روانی سنگینی بر این بازار حاکم کردند که ابتدا افزایش شدید قیمت ها و پس از آن رکود را به همراه آورد.
باقر میلانی کارشناس اقتصادی نیز معتقد است که از مهمترین دلایل افزایش قیمت مسکن و در پی آن رکود در بازار ساخت و ساز ، ضوابط غلط حاکم بر شهرداری ها ، بوروکراسی اداری و فروش غیر اصولی زیربنا در این حوزه است که علاوه بر آسیب های جبران ناپذیر بر معماری شهری و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی ، سبب افزایش هزینه های ساخت و در پی آن بالا رفتن قیمت مسکن شده است .
شهریار یقینی کارشناس ارشد انجمن مفاخر معماری ایران هم از مهمترین دلایل افزایش قیمت مسکن در چند سال گذشته و در پی آن حاکم شدن رکود اقتصادی بر بازار ساخت و ساز را آماده نبودن بسترهای مناسب برای ساخت یک و نیم میلیون واحد مسکونی در کشور می داند .
به گفته وی برای تولید سالیانه این تعداد واحد مسکونی که در جهان کم نظیر است ، نیازمند تحول و انقلابی بزرگ در صنعت ساختمان کشور هستیم ، به طوریکه تولید مصالح و تامین تسهیلات مالی باید حداقل به سه برابر کنونی افزایش یابد .
محمود گلابچی رئیس شورای فناوریهای نوین ساختمان نیز مشکل اساسی در صنعت ساختمان را ادامه شیوه ساخت و ساز به روش های کهنه می داند . به گفته وی با تقاضای میلیونی مسکن در کشور ناچاریم به روش فناوری های نوین ساخت روی آوریم .
گلابچی می افزاید : در روش های کنونی ، سرعت ساخت و ساز بشدت کند است که این مسئله علاوه بر اتلاف زمان ، هزینه ها و در پی آن قیمت ساخته شده ساختمان را افزایش می دهد . شهرام سلماسی رئیس هیئت مدیره کانون انبوه سازان کشور نیز معتقد است که اختصاص تسهیلات بانکی به مسکن مهر با ایجاد رکود در ساخت و ساز مسکن همراه شده است . به گفته وی سهم نظام بانکی در بازار مسکن از کل میزان سرمایه گذاری ها بالغ بر حدود 30 تا 32 درصد بوده و بقیه ، سهم خانوارها و شرکت های ساختمانی است که به تامین زمین، اخذ پروانه ساختمانی و پرداخت عوارض اختصاص دارد.
سلماسی معتقد است که تسهیلات بانکی به بخش مسکن در صورت پیشرفت 30 درصدی ساخت پرداخت می شود و هم اکنون با توجه به اینکه در کشور ابزار مالی تعریف شده ای برای بخش مسکن وجود ندارد و تسهیلات بانکی نیز به سمت مسکن مهر سوق یافته، لذا سازندگان مسکن توان ساخت 60 تا 70 درصد واحدهای مسکونی را به منظور ورود به مرحله پیش فروش ندارند.
وی با بیان اینکه منابع مالی برای مسکن باید از محل پس اندازهای گذشته و درآمدهای آینده تامین شود، می گوید: با توجه به اینکه همیشه نرخ تورم از رشد مسکن بالاتربوده، لذا فاصله متقاضیان با صاحب خانه شدن در سالهای گذشته بیشتر شده است.
مجتبی بیگدلی عضو انجمن انبوه سازان نیز اعتقاد دارد که دوران رکود دارای شرایط خاصی است و در این دوران سرمایه گذار علاقه ای به آوردن سرمایه خود ندارد و همین امر سبب افت شدید تولید می شود. به گفته وی یکی دیگر از دلایل مهم در بی رغبتی انبوه سازان به ساخت مسکن ، اعلام اخبار مکرر درخصوص کاهش قیمت هاست که این عوامل به انبوه سازان هشدار می دهد چنانچه به تولید مسکن اقدام کنند سود فراوانی نمی برند.
محمدعلی ربانی عضو انجمن انبوه سازان استان تهران نیز با انتقاد از وضع فعلی ساخت و ساز در کشور علت بی رغبتی سرمایه گذاران در بخش مسکن را نبود حمایت از سرمایه گذاران یا به تعبیری همان انبوه سازان می داند. به گفته وی تسهیلات بانکی بخشی از هزینه های اجرایی است و چنانچه دولت پرداخت اینگونه تسهیلات را به بانک ها ابلاغ کند در واقع انبوه ساز را متوجه حمایت خود کرده است.
ایرج رهبر رئیس انجمن انبوه سازان نیز می گوید : بر اساس تبصره 6 قانون بودجه سال 86 از جانب بانک مسکن تسهیلات 14 میلیون تومانی بنام فناوریهای نوین از اسفند همان سال به انبوه سازان ارائه می شد که از خرداد 87 تاکنون پرداخت نمی شود .
دست اندرکاران تولید مسکن چه می گویند ؟
سید داوود صحیح النسب از انبوه سازان تهران می گوید : از آنجا که انبوه سازان کشورمان پیشرفته ترین دانش روز و تجربه کافی را در اختیار دارند ، باید از حمایت و تضمین های کافی دولت در تولید مسکن برخوردار شوند . وی می افزاید : چرا دولت همانند کشورهای پیشگام در زمینه مسکن تسهیلات بانکی را در اختیار انبوه سازان نمی گذارد ؟ صحیح النسب اعتقاد دارد که باید فضای اعتماد میان انبوه سازان و دولت برقرار شود تا انبوه ساز با احساس امنیت از حفظ سرمایه خود به تولید مسکن بپردازد.
سید علیرضا قهاری ،رئیس مرکز تحقیقات معماری و شهرسازی وزارت مسکن هم اعتقاد دارد که دولت در تولید مسکن و عرضه آن به مردم ، باید دو مقوله جدای از هم را در نظر بگیرد.
وی می گوید : طرف حساب مردم و تولید کنندگان مسکن ، باید خود دولت باشد ، یعنی از طرفی با ایجاد تسهیلات بانکی و تضمین های کافی به انبوه سازان، شرایط لازم را برای تولید فراوان مسکن فراهم ، و از طرفی مردم را بر اساس اولویت ها با اقساط دراز مدت تسهیلات بانکی صاحب خانه کند .
محمدعلی ربانی عضو انجمن انبوه سازان استان تهران نیز اعتقاد دارد در زمان رکود باید شعار افزایش دوباره تولید ، جایگزین کاهش قیمت ها شود. خسروی رئیس اتحادیه مشاوران املاک هم می گوید: خروج مسکن از رکود مستلزم افزایش قدرت خرید و اعطای تسهیلات بانکی بیشتر است .
اما ایرج رهبر رئیس انجمن انبوه سازان مسکن تهران موافق اعطای وام خرید مسکن به مردم نیست و اعتقاد دارد که منحنی رکود و رونق اقتصاد کشور هر چند سال یک بار در بخش مسکن رخ میدهد و تسهیلات باید به انبوه سازان داده شود.
رهبر می افزاید: چنانچه انباشت تقاضا برای مسکن به دلیل رکود افزایش یابد در سالهای بعد از رکود شاهد جهش قیمتی همانند سال 85 و 86 خواهیم بود. وی معتقد است که اعطای تسهیلات برای تولید میتواند راهگشای کم کردن فاصله عرضه و تقاضای مسکن باشد، بنابراین باید گفت که اعطای تسهیلات به تولید مسکن علاوه بر خارج شدن بخش مسکن از رکود میتواند به افزایش عرضه و متعادل شدن قیمت مسکن کمک کند. رهبر تاکید می کند: میتوان با اعطای تسهیلات به انبوهسازان، صنعتیسازی مسکن را گسترش داد چرا که با صنعتی سازی میتوان همزمان به کمیت و کیفیت مسکن توجه کرد.
تخفیف 20درصدی عوارض ساخت در تهران
از طرفی خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهر تهران از تخفیف 20درصدی عوارض ساخت در تهران خبر می دهد. وی تاکید می کند: به دلایلی ساختو ساز در شهر تهران نسبت به سنوات گذشته دچار رکود بوده و تعداد مراجعه به شهرداری برای اخذ پروانه کاهش چشمگیری داشته از این رو شورای شهر بر آن شد تا به افرادی که مبادرت به امر ساختوساز به ویژه احیای بافت فرسوده میکنند، تسهیلاتی ارائه کند.
دانشجو می افزاید: به منظور رونق ساختوساز در شهر تهران از طرف شهرداری به مدت یک سال پس از ابلاغ این مصوبه در صورت پرداخت نقدی عوارض توسط متقاضیان ساختوساز و اخذ پروانه، تخفیف 25درصدی در عوارض آنها اعمال میشود.
رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی نیز می گوید : با توجه به اینکه در ابتدای کار هستیم ، و کاستیها از جمله نیاز به تولید انبوه مسکن و مقاوم سازی ساختمانهای روستایی در دستور کار دولت و مجلس قرار دارد ، بررسی نظرات کارشناسان و صاحب نظران باید به دقت انجام تا نتایج مفیدی در قوه های مقننه و مجریه حاصل شود . به گفته محمد حسین مقیمی از مهمترین مشکلات موجود در حوزه مسکن ، تامین منابع مالی است.
محمود جهانی مدیر کل دفتر برنامه ریزی اقتصاد مسکن وزارت مسکن و شهرسازی هم تصویب قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن در مجلس شورای اسلامی را از جامع ترین قوانین کشور و تحولی بزرگ در رونق بازار ساخت و ساز کشور می داند .
به گفته وی رویکردهای تامین مسکن در این قانون شامل 9 محور و 55 برنامه اقدامی است که با اجرایی شدن آن چالشهای موجود در بازار مسکن برطرف خواهد شد.
محمد مهدی سهمائی عضو هیئت مدیره بانک مسکن نیز انتشار اوراق مشارکت به پشتوانه تسهیلات رهنی ، استفاده از شرکتهای سرمایه گذار و لیزینگ ، جذب سرمایه های خارجی و حذف بهای زمین از قیمت تمام شده مسکن را از مهمترین راه حل های مشکلات موجود در بازار مسکن می داند .
با توجه به اینکه بهره گیری از گفتمان و اندیشه های نخبگان و صاحبنظران ، سرلوحه برنامه های دولت دهم است ، امید های فراوانی در یافتن مسیری روشن در احیای بازار مسکن و به تبع آن رونق اقتصاد کشور در پیش رو قرار دارد .

یک سال از شروع به کار دولت نهم نگذشته بود که هیات وزیران در نیمه اردیبهشت 85 براساس پیشنهاد وزارت مسکن و شهرسازی و به استناد اصل 138 قانون اساسی، آیین نامه حمایت از تامین مسکن گروههای کم درامد را تصویب کرد.
این آیین نامه سپس طرح "اجاره زمین 99 ساله" یا "مسکن مهر" نامیده شد و در قالب بند "د" تبصره 6 قانون بودجه مصوب سال 86، در مرداد سال 86 ابلاغ گردید.
طرح مسکن مهر به عنوان مهمترین سیاست برای مقابله با سفته بازی در بازار مسکن و خانه دار شدن قشرهای کمدرآمد جامعه در دستور کار دولت نهم قرار گرفت و از سال 86 با ثبت نام از متقاضیان این طرح حدود دو سالی را پشت سر می گذارد.
بر اساس اعلام منابع رسمی؛ هم اکنون حدود 17 و نیم میلیون خانوار و 16 میلیون واحد مسکونی درکشور وجود دارد و با توجه به اینکه در نقطه اوج جمعیت جوان به سر می بریم سالانه نیازمند یک تا یک و نیم میلیون واحد مسکونی هستیم. در اجرای طرح مسکن مهر علاوه بر مثلث وزارتخانه های مسکن و شهرسازی و تعاون و بانک مرکزی، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور و وزارت جهاد کشاورزی نیز همکاری دارند.
وزیر مسکن و شهرسازی در آخرین مصاحبه خود تعداد ثبت نام کنندگان طرح مسکن مهر را حدود 4 میلیون نفر اعلام می کند و می گوید: وزارت تعاون از این تعداد، نزدیک به یک میلیون و 400 هزار نفر را واجد شرایط دانسته و در قالب تعاونی ها به سازمان های مسکن و شهرسازی استان ها معرفی کرده است.
محمد سعیدی کیا می افزاید: تاکنون برای یک میلیون و 240 هزار نفر، زمین برای ساخت تامین شده و بسیاری از این زمین ها نیز به منظور آماده سازی و بقیه مراحل اجرایی در اختیار متقاضیان قرار گرفته است و البته تبدیل شدن این زمین ها به مسکن منوط به تامین اعتبارات است.
تامین اعتبارات؛ مهمترین موضوع اجرای مسکن مهر
به گفته همه مسئولان و دست اندرکاران طرح مسکن مهر و کارشناسان حوزه مسکن، تامین اعتبارات مهمترین و اصلی ترین موضوع در اجرایی شدن این طرح است و تا این امر تحقق نیابد هیچ توفیقی در ساخت و ساز مسکن مهر بوجود نخواهد آمد.
عباس زینلی از کارشناسان اقتصادی و مسکن در این باره می گوید: اعدادی که تاکنون بانک مرکزی به عنوان تسهیلات مسکن مهر اعلام کرده است، کفایت این چنین طرح بزرگی را نمی کند.
وی که معتقد است طرح مسکن مهر به علت اثر گذاری زیاد بر دیگر بخش های اقتصادی باید قدرتمندانه و سریع اجرا شود می افزاید: به اعتقاد من دولت باید از تسهیلات بخش های دیگر برای اجرای سریع مسکن مهر بردارد.
محمدرضا خباز سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی نیز که سخت پی گیر اجرای طرح مسکن مهر حداقل در شهرستان های حوزه انتخابیه خود است با انتقاد از عملکرد بانک ها در اعطای تسهیلات مسکن مهر می گوید: بانک ها اصلا همکاری نمی کنند؛ من برای دریافت تسهیلات مسکن مهر شهرستان کاشمر تلاش زیادی کردم اما تاکنون نتوانستم وام بگیرم.
زینلی از کارشناسان اقتصادی یکی از علل کندی روند طرح مسکن مهر را مقابله بدنه وزارت مسکن با این طرح در ابتدای کار می داند و می گوید: این مخالفت ها رفته رفته کنار گذاشته شد و بعدها مخالفان در وزارت مسکن به این طرح پیوستند و در اجرای آن همت کردند.
وی می افزاید: پس از پذیرفتن این امر و کنار گذاشتن مخالفت ها، بدنه وزارت مسکن توان و اقتدار این کار را نداشت و هنوز هم به ویژه در بخش تامین زمین، لنگی دارد.
وزیر مسکن به عنوان متولی اصلی بحث مسکن در کشور نیز تامین اعتبارات را اصلی ترین موضوع طرح مسکن مهر عنوان می کند و می گوید: تاکنون 5 هزار میلیارد تومان برای پرداخت تسهیلات واحدهای مسکن مهر تامین اعتبار شده که این میزان فقط برای حداکثر 400 هزار واحد مسکونی کفایت می کند.
وزیر تعاون نیز در این باره اظهار می دارد: طبق قانون بانک ها باید در دو مرحله دو وام یکی به مبلغ یک میلیون و دیگری به مبلغ 14 میلیون تومان به همه واجدین شرایط مسکن مهر پرداخت کنند.
عباسی بخشی از کندی اجرای مسکن مهر در یکسال گذشته را عملکرد بانک ها می داند و می گوید: اما با تشکیل کارگروه اعطای تسهیلات مسکن مهر در بانک تخصصی مسکن و در قدم اول اختصاص خط اعتباری 3500 میلیارد تومانی، موجب سرعت یافتن اعطای تسهیلات شده است.
مسئولان بانکی کشور در مواجهه با طرح مسکن مهر بارها با بی اعتنایی از کنار آن عبور کرده و حاضر به پاسخگویی نشده اند؛ چرایی این امر این بار نیز با جواب ندادن به تماس های مکرر در هاله ای از ابهام فرو رفته است.
در ابتدای دی سال گذشته بهمنی رئیس کل بانک مرکزی پس از جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران هر چند از ارائه گزارش جامع پرداخت تسهیلات بانکی طرح مسکن مهر تا پانزدهم همان ماه خبر داد اما این گفته در عالم واقع اجرا نشد!
با این حال، کاری مدیر عامل بانک مسکن که به تازگی مسئولیت پرداخت تسهیلات مربوط به مسکن مهر را قبول کرده است می گوید: امروز هیچ مشکلی در پرداخت تسهیلات این طرح ملی به متقاضیان وجود ندارد و مسئولیت آن به بانک مسکن به عنوان بانک عامل، سپرده شده است.
سرعت اجرای مسکن مهر چگونه است؟
رئیس انجمن انبوه سازان استان تهران معتقد است اجرای مسکن مهر با توجه به اتخاذ تصمیمات غیر کارشناسی، در ابتدا با سرعت کم مواجه شد اما در ماه های اخیر این مشکل تا حدودی رفع شده است.
ایرج رهبر می گوید: سپردن کار به تعاونی هایی که در زمینه ساخت و ساز مسکن هیچ گونه تجربه ای ندارند اشتباه بود و منجر به کندی کار گردید و امیدواریم با تصمیم اخیر شورای عالی مسکن مبنی بر سپردن کار ساخت و ساز به انبوه سازان و اجرایی شدن آن، این مشکل هر چه زودتر رفع شود.
رئیس انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان و کارشناس مسکن نیز با تایید کند بودن سرعت ساخت و ساز مسکن مهر اظهار می دارد: یکی از اصلی ترین دلایل کندی کار اجرای طرح به شیوه سنتی است.
بهروز سرابندی با بیان اینکه باید به صنعت ساختمان نیز همان گونه که از اسمش پیداست، نگاه صنعتی شود نه سنتی می افزاید: واگذاری امر ساخت و ساز مسکن مهر به انبوه سازان و تشویق آنها به ساخت خانه های صنعتی، گام موثری در سرعت بخشیدن به مسکن مهر خواهد بود.
سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس هم بر کندی اجرای مسکن مهر، مهر تایید می زند و می گوید: علت اصلی آن اینست که دولت برای اجرای مسکن مهر، کار کارشناسی دقیقی انجام نداد.
وی می افزاید: مسکن مهر یکی از مصوبات دولت نهم است که بدون اینکه همه جوانب و زیرساخت های آن ارزیابی شود ناگهان در معرض افکار عمومی قرار داده شد و مسئولان استانی هم مامور به اجرای آن شدند.
خباز معتقد است: در ابتدا ، شور و شوقی در مردم به ویژه افراد کم درآمد مستاجر ایجاد شد و این شور و شوق ماندگار نشد و بعد از یکسال که کاری صورت نگرفت، فروکش کرد.
وی به طرح مسکن مهر دو ایراد می گیرد و می گوید: نخست اینکه درباره مبلغ یک میلیون تومانی که در ابتدا برای مسکن مهر باید واریز شود باید گفت عده ای تامین این مبلغ برایشان دشوار است و عده ای که توانایی تامین این مبلغ را دارند، با این مبلغ خانه دار نمی شوند. دوم اینکه به علت نبود زیرساخت ها حداقل با توجه به اطلاعاتی که من در استان خراسان رضوی دارم، این طرح، طرح ناموفقی بوده است اگرچه ما دوست داشتیم موفق شود.
سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه در حوزه انتخابیه من (شهرستان های خلیل آباد، بردسکن و کاشمر) به رغم دریافت یک میلیون تومان هنوز زمینی تحویل داده نشده است، می افزاید: فقط در شهرستان بردسکن زمین گرفته اند اما با یک میلیون تومان که نمی شود کاری کرد، با یک گل که بهار نمی شود.
خباز که تا حدودی در صحبت هایش تناقض وجود دارد، می گوید: 90 درصد کسانی که یک میلیون تومان پول اولیه را واریز کرده اند، از روند اجرای مسکن مهر ناراضی اند.
این نماینده مجلس همچنین از یک فرد ایثارگر در شهرستان کاشمر نام می برد که توانسته است با راه اندازی یک تعاونی مسکن، بیش از 450 واحد مسکونی آماده تحویل و 2 تا 3 هزار قطعه زمین مربوط به مسکن مهر را نیز آماده ساخت کند.
هر چند برخی از مسئولان و کارشناسان سرعت اجرای مسکن مهر را در بسیاری از مناطق کشور قابل قبول نمی دانند اما وزرای مسکن و شهرسازی و تعاون از سرعت اجرای این طرح دفاع می کنند.
وزیر مسکن دراین باره می گوید: معتقدم طرح مسکن مهر تا اینجا نیز با سرعت خوبی پیش رفته است زیرا در این طرح مکان یابی، تامین زمین، شناسایی افراد واجد شرایط، واگذاری زمین ها، تهیه نقشه شهرسازی و آماده سازی زمین مستلزم زمان است.
سعیدی کیا اخذ پروانه از شهرداری و ساخت و ساز را روندی دو تا سه ساله می داند که در کشور ما جاری و عرفی است و می افزاید: ظرف این مدت اگر ما مساله تامین زمین و آماده سازی را تدارک ببینیم و با توجه به اینکه تا کنون پی سازی بیش از 70 هزار واحد انجام شده است و بیش از 350هزار واحد نیز پروانه گرفته اند، بنابراین می توان ادعا کرد طرح مسکن مهر تاکنون سرعت خوبی داشته است.
معاون وزیر مسکن نیز با بیان اینکه اگر کندی در طرح مسکن مهر وجود دارد ناشی از تسهیلات بانکی است، خاطرنشان می کند: واگذاری زمینهای طرح مسکن مهر از خرداد 86 آغاز شد و تاکنون 520 هزار واحد به مرحله قرارداد ساخت رسیدهاند که طبق برنامه پیشرفت بدی نیست.
خواجهدلویی واگذاری زمین، تهیه طرح، آمادهسازی زمین، تهیه طرح ساختمانی، واگذاری طرح به پیمانکاران و ساختوساز را از مراحل طرح مسکن مهر بر می شمرد و می افزاید: طی دو سال و نیم گذشته 30 هزار واحد به مرحله اتمامسازی رسیدند که روند کندی نیست اما دولت در سرعت ساختوساز این طرح نقشی ندارد و این موضوع به تلاش تعاونیها و متقاضیان بستگی دارد.
وزیر تعاون نیز درباره رشد اجرای طرح مسکن مهر می گوید: در بخش مربوط به دولت شامل ثبت نام متقاضیان و تهیه زمین از رشد بیش از 90 درصدی برخورداریم اما در بخش مربوط به تعاونی ها کار به عهده خود مردم است هر چند حجم کار سنگین است.
عباسی با توصیه به مردم برای جدی گرفتن کار ساخت و ساز مسکن مهر با توجه به مصالح ارزان و فراوانی آن در حال حاضر می افزاید: در جریان مسکن مهر کارگروهی به ریاست رئیس جمهور تشکیل شدکه بعضی دستگاه ها مانند وزارتخانه های تعاون و مسکن نقششان پررنگ تر بود، البته دستگاه های دیگر مانند وزارتخانه های بازرگانی و صنایع و معادن نیز می توانند نقش ایفا کنند.
وی با اشاره به روند کاری وزارت تعاون در خصوص مسکن مهر و پایان وظیفه این وزارتخانه در وهله نخست که ثبت نام و پالایش متقاضیان بود، می گوید: از این پس دو مسیر برای ادامه راه وجود دارد؛ یکی اینکه اتحادیه های تعاونی کارهای مربوط به زمین 400 هزار واحد مسکونی را انجام دهند که تاکنون نیز قدم های خوبی برداشته شده است و دوم اینکه مردم در گروه های کوچک به شکل تعاونی یا غیر تعاونی به ساخت و ساز مسکن مهر بپردازند.
مدیر کل تعاون استان تهران هم در پاسخ به اینکه آیا به کندی کار مسکن مهر اعتقاد دارید می گوید: سرعت کار در هر شهر فرق می کند؛ به عنوان مثال روند و سرعت تامین زمین در استان تهران با دیگر استان ها یکی نیست.
محمود حیدری با بیان اینکه در مجموع ما نیز از سرعت کار اجرای مسکن مهر راضی نیستیم می افزاید: ما کارهای مربوط به خودمان را با سرعت و شتاب انجام دادیم، تامین زمین بر عهده سازمان مسکن و شهرسازی استان تهران است که از این بابت نیز در حال حاضر مشکلی نداریم.
استان تهران؛ قطب مسکن مهر در کشور، اما...
یک چهارم ثبت نام کنندگان و یک پنجم واحد های هدف گذاری شده طرح مسکن مهر در کل کشور در استان تهران واقع است، اما متاسفانه کمترین میزان رشد کارهای مربوط به مسکن مهر از آن این استان است.
مدیر کل تعاون استان تهران تعداد متقاضیان مسکن مهر در این استان را یک میلیون و 40 هزار نفر عنوان می کند که 325 هزار نفر واجدین شرایط در قالب 1589 تعاونی ساماندهی شده اند.
حیدری می گوید: از 325 هزار واجد شرایط مسکن مهر در استان تهران، 45 هزار نفر فرم "ج" شان قرمز بوده است یعنی از تسهیلات یارانه ای مسکن استفاده کرده اند و 280 هزار نفر باقیمانده ، واجدین شرایط نهایی در استان تهران هستند.
سخنگوی شورای تامین مسکن استان تهران در ادامه با بیان اینکه از یک میلیون و 200 هزار واحد مسکونی شهری هدفگذاری شده در سال برای طرح مسکن مهر، 230 هزار واحد آن به تهران تعلق دارد می گوید: تا کنون 107 هزار نفر از متقاضیان در استان تهران، یک میلیون تومان خود را پرداخت کرده اند و بقیه نیز باید پرداخت کنند.
وی درباره کندی کار در استان تهران می افزاید: عمده مشکلات مربوط به این استان در زمینه تامین زمین بوده است که با تلاش سازمان مسکن و شهرسازی این مشکل نیز تا حدود بسیار زیادی حل و فصل شده است.
مدیرکل تعاون استان تهران می گوید: هم اکنون در هشتگرد به ظرفیت 25 هزار واحد مسکونی، پرند به ظرفیت 17 هزار واحد مسکونی و فیروزکوه به ظرفیت 2500 واحد مسکونی زمین تحویل تعاونی ها شده و در سایر نقاط استان تهران هم زمین تحویل اتحادیه ها شده که بیشتر آنها مشاور و بعضی پیمانکار انتخاب کرده اند و بعضی نیز در حال انتخاب هستند.
نقش تعاونی های مسکن مهر؛ ستادی یا اجرایی؟
به گفته وزیر تعاون تعداد تعاونیهای تشکیل شده مسکن مهر در حال حاضر و پس از پالایشهای لازم حدود 10 هزار شرکت تعاونی است که از این تعداد حدود 4205 تعاونی مسکن مهر آزاد، 2843 تعاونی کارگری و 2789 تعاونی مختص کارمندان است.
برخی از کارشناسان و مسئولان ، تعاونی های مسکن مهر را عامل کندی اجرای این طرح و غیر تخصصی و دست و پاگیر می دانند.
رئیس انجمن انبوه سازان استان تهران از جمله این افراد است که می گوید: ما از ابتدا بر این باور بودیم که تعاونی های مسکن مهر باید کارهای مربوط به شناسایی افراد واجد شرایط، ثبت نام، مسائل مالی و دیگر کارهای اداری را و گروه های متخصص از جمله انبوه سازان کارهای مربوط به ساخت و ساز را انجام دهند، اما این پیشنهاد ما را کسی قبول نکرد.
رهبر با انتقاد از نحوه اجرای طرح مسکن مهر و اینکه 95 درصد تعاونیهای مسکن در ساختوساز موفق نبودهاند می افزاید: اگرچه طرح مسکن مهر با حذف قیمت زمین از قیمت مسکن در کاهش قیمت مؤثر است اما روش اجرایی مسکن مهر اشتباه بود.
وی می گوید: بیش از 95 درصد تعاونیهای مسکن طی 30 سال گذشته در عرصه ساختوساز موفق نبودند اما حالا میبینیم که طرح مسکن مهر قرار است با ساختوساز همین تعاونیها به مرحله انجام برسد.
رهبر با اشاره به امضای تفاهم نامه دولت و انجمن انبوه سازان در اسفند سال گذشته درباره اجرای ساخت و ساز مسکن مهر ابراز امیدواری می کند: بر اساس این تفاهم نامه قرار شده است پس از ساخت 20 درصد مسکن ، تعاونی به انبوه ساز معرفی تا برای ادامه کار قرارداد بسته شود و این موضوع قدم خوبی است.
وی در پاسخ به اینکه اگر مشتری در قالب تعاونی وجود نداشت، انبوه ساز چه کار خواهد کرد، می گوید: اگر مشتری نبود آنگاه انبوه ساز یا کار را برای خودش ادامه می دهد یا اینکه کار را با مشارکت وزارت مسکن ادامه می دهد.
رئیس انجمن انبوه سازان استان تهران با بیان اینکه با گذشت حدود 5 ماه از امضای تفاهم نامه با دولت تاکنون زمینی به ما واگذار نشده است می افزاید: تا این لحظه پیش نویس تفاهم نامه مربوط به زمین سلطان آباد در مهرشهر کرج برای ساخت 20 هزار واحد مسکونی امضا شده اما هنوز ابلاغ نشده است.
سرابندی از کارشناسان مسکن نیز معتقد است کار ساخت و ساز مسکن باید از تعاونی ها به انبوه سازان منتقل شود.
وی می گوید: یکی از روش های رسیدن به مسکن با کیفیت در زمان کم، صنعتی کردن کار است و این امر نیز با بکارگیری انبوه سازان متخصص و با دارا بودن ابزارهای پیشرفته حاصل می شود.
زینلی از دیگر کارشناسان مسکن نیز درباره نقش تعاونی ها در روند اجرای مسکن مهر معتقد است از تعاونی ها باید در امور ستادی استفاده شود و برای کار ساخت و ساز بهتر است از انبوه سازان کمک گرفته شود. وی می گوید: تعاونی ها باید به عاملی برای کنترل ، شناسایی متقاضیان، سازماندهی وجوه و جلب سازندگان و انبوه سازان تبدیل شوند.
علاوه بر موضوع نقش ستادی یا اجرایی تعاونی های مسکن مهر ، خباز سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس انتخاب هیئت مدیره تعاونی ها را از طرف اداره تعاون شهرستان ها مطرح می کند و می گوید: متاسفانه ادارات تعاون شهرستان ها با تحمیل و اعمال نظر، هیئت مدیره تعاونی ها را ، انتخاب می کنند و این با نفس تشکیل تعاونی در تضاد است.
درباره تعاونی ها به سراغ مدیر کل تعاون استان تهران رفتیم و از وی درباره مسائل مطرح شده جویا شدیم.
حیدری با کذب دانستن موضوع انتخاب هیئت مدیره تعاونی ها ، می گوید: هر چند تعاونی ها کاملا مردمی است و دخالتی در کارشان نمی کنیم اما بر اساس قانون، فرآیند نظارت ادارات تعاون بر حسن اجرای آنها پابرجاست.
وی درباره کارآمدی تعاونی های مسکن مهر با بیان اینکه 1589 تعاونی مسکن مهر در استان تهران تشکیل شده است می افزاید: هر چند نقش تعاونی ها در روند مسکن مهر ستادی است نه اجرایی اما از این تعداد تعاونی، 1200 تعاونی در گذشته تجربه اجرای طرح های ساخت و ساز مسکن را داشته اند.
سخنگوی شورای تامین مسکن استان تهران می گوید: ساخت و ساز فرآیند مدونی دارد که از جمله در وهله نخست باید مشاور و ناظر فنی گرفته و دیگر اینکه مجری ذی صلاح با تایید وزارت مسکن انتخاب شود بنابراین تعاونی های مسکن مهر راسا نمی توانند ساخت و ساز انجام دهند.
حیدری تعاونی های مسکن مهر را به عنوان رابط بین دستگاه های اجرایی و متقاضیان مسکن معرفی می کند.
کمتر از 5 درصد متقاضیان انصراف داده اند
پس از گذشت یکسال از ثبت نام برای مسکن مهر و کندی روند کار آن به ویژه در بخش بوروکراسی و تهیه زمین تعاونی ها، برخی از افراد ثبت نام کننده و متقاضی انصراف می دهند.
خباز سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس هر چند از آمار دقیق انصراف دهندگان خبری ندارد اما اظهار می دارد: 90 درصد کسانی که برای مسکن مهر ثبت نام کرده و مبلغ یک میلیون تومان شان را واریز کرده اند، از روند این طرح ناراضی اند.
اما منوچهر خواجهدلویی، معاون وزیر مسکن و شهرسازی در این باره می گوید: 9 هزار نفر از 340 هزار نفری که در شهر تهران ثبت نام کرده اند، انصراف دادهاند که تنها 3 درصد متقاضیان را شامل میشود.
وی با اشاره به اینکه بخشی از این انصرافها طبیعی است، می افزاید: وزارت تعاون اعلام کرده که در کل کشور، کمتر از 6 درصد متقاضیان انصراف دادهاند و این رقم در تهران نیز کمتر از میانگین کل کشور است.
البته خواجهدلویی به مطلب دیگری که با موضوع انصراف دهندگان نیز بی ربط نیست اشاره می کند و می گوید: با بررسی مجدد وزارت تعاون، از تعداد متقاضیان کاسته شده است زیرا برخی شرایط لازم را نداشتند.
وزیر تعاون نیز با بیان اینکه کسانی که از تعداد زیاد انصراف دهنده در طرح مسکن مهر سخن می گویند اشخاص مطلعی نیستند اظهار می دارد: مسکن مهر یک طرح امید بخش و رایگان برای مردم بود و دلیلی ندارد مردم از کار مجانی انصراف دهند.
عباسی می افزاید: ممکن است متقاضیان مسکن مهر کار ساخت مسکن شان را به علت نداشتن پول و نرسیدن تسهیلات دیر شروع کنند اما انصراف نمی دهند. وی در عین حال تعداد کل انصراف دهندگان از طرح مسکن مهر را کمتر از 5 درصد بیان می کند.
صنعتی سازی جایگزین سنتی سازی در مسکن مهر
یکی از عوامل به طول انجامیدن روند ساخت و ساز مسکن، استفاده از ابزارها و روش های سنتی است.
تجربه کشورها نشان می دهد ساخت مسکن به روش صنعتی، چه به لحاظ کیفی و چه به لحاظ کمی بسیار به صرفه تر است که البته در این بین نقش و سیاستگذاری دولت ها از اهمیت زیادی برخوردار است.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فناوریهای نوین ساختمان نیز در این باره می گوید: هر چند به دستور رئیس جمهور هدف گذاری مسکن مهر از ساخت سالی یک و نیم میلیون واحد به یک میلیون واحد کاهش یافته است اما معتقدم بازهم طرح مسکن مهر بهترین بستر برای توسعه فناوری ساخت و ساز و ارتقاء فناوری های صنعتی این حوزه است.
نائینی طرح مسکن مهر را فوق العاده و بزرگترین طرح مسکونی جهان بیان می کند و می افزاید: بر اساس برنامه ریزی انجام شده قرار است در مدت 10 سال آینده، 10 میلیون واحد مسکونی شهری در قالب مسکن مهر افزایش یابد به علاوه هفت و نیم میلیون واحد مسکونی غیر مهر؛ بنابراین برای ساخت این تعداد واحدهای مسکونی تمام صنایع درگیر خواهند شد.
وی با انتقاد از جامعه مهندسی کشور به خاطر درگیر نشدن در طرح مسکن مهر و دوری از این طرح بزرگ تصریح می کند: وجه غالب ساخت و سازهای مسکن در آینده به لحاظ کیفی با مسکن مهر است بنابراین بسیار اهمیت دارد که این طرح بزرگ در اولویت نخست جامعه مهندسی کشور قرار گیرد، البته معتقدم یک روز این جامعه مجبور می شود به این طرح اقبال نشان دهد.
نائینی با بیان اینکه باید طرح مسکن مهر را درست درک کرد، پیشنهاد می دهد: دولت برای ارتقای فناوری های ساختمان، مشوقهای ترجیحی تعریف کند تا تعاونی ها به سمت ساخت و ساز صنعتی پیش بروند.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فناوریهای نوین ساختمان می افزاید: این مشوق ها می تواند خیلی محدود باشد؛ به عنوان مثال وام 14 میلیون تومانی به 18 میلیون تومان افزایش یابد یا زمین بیشتری داده شود یا بهره تسهیلات کاهش یابد.
این کارشناس مسکن تاکید می کند: اگر با طرح مسکن مهر بد رفتار کنیم، کیفیت ساخت و ساز در سطح شهرها مبتذل خواهد شد و بر عکس اگر طرح مسکن مهر را درک و با آن خوب رفتار کنیم، می توان نوسازی عظیمی با کیفیت بصری و فن آوری مورد نیاز بوجود آوریم.
نائینی با بیان اینکه بخش مسکن پیشرو اقتصاد است می گوید: گردش معاملات بخش مسکن درکشور سالانه 70 میلیارد دلار است و در ساخت و ساز 100 متر مربع مسکن برای 160 نفر اشتغال مستقیم و غیر مستقیم فراهم می شود.
وی می افزاید: با توجه به تاکید رئیس جمهور بر فعال کردن بخش مسکن و اینکه البته تاکید بسیار درستی است، معتقدم خروجی این امر که بخش عمده آن صنعتی سازی مسکن را دربر خواهد داشت منجر به مدیریت منابع، زمان و کیفیت شود.
تاثیر مسکن مهر بر بازار مسکن
یکی از اهداف اصلی اجرای طرح مسکن مهر کنترل بازار مسکن(خرید، فروش، اجاره، رهن و ...) است اما آیا دولت در این امر موفق بوده است یا خیر؟
سلیمانی نژاد که خود مستاجر است پس از مراجعه به یکی از بنگاه های مسکن در خیابان کارگر شمالی درباره بازار مسکن می گوید: حدود 5 سال است که مستاجرم و در این مدت سه بار خانه اجاره ای خود را عوض کردم ولی در این 5 سال یکبار هم با کاهش بهای اجاره یا حداقل ثابت ماندن آن مواجه نبودم.
این شهروند تهرانی که در طرح مسکن مهر ثبت نام و یک میلیون تومان نیز واریز کرده است می افزاید: امید زیادی به مسکن مهر دارم هر چند کارها خیلی کند پیش می رود و هنوز نمی دانم زمین و خانه ای که قرار است به ما بدهند در کجا قرار دارد.
فردین یزدانی کارشناس اقتصادی درباره تاثیر طرح مسکن مهر بر بازار مسکن با بیان این که بخش مسکن متاثر از سیاست های کلان اقتصادی و خود حوزه مسکن است، تصریح می کند: بسته سیاستگذاری اقتصاد کلان کشور در 4 سال گذشته بسته ای ضعیف و ناکارآمد بوده و همین امر باعث ایجاد مشکلاتی درتمام بخش های اقتصادی کشور شده که مسکن نیز یکی از این بخش هاست.
وی با اشاره به اینکه سیاست های بخش مسکن نیز محدود، سلیقه ای و غیرقابل توجیه بوده است، می افزاید: مهمترین سیاستگذاری بخش مسکن ،طرح مسکن مهر بوده که شاید ارائه این طرح در کلان، منطقی و برگرفته از سیاست های حمایتی باشد اما در فرآیند اجرایی بسیار ضعیف و ناکارآمد است.
یکی دیگر از کارشناسان مسکن معتقد است طرح مسکن مهر تا حدودی بر کاهش قیمت مسکن موثر بود اما می توان گفت آن چه در بازار مسکن به وجود آمد به دلیل این که تابع نیاز مردم نبود، تب و تابی کاذب بود.
جولایی می گوید: وارد شدن شوک به بازار مسکن به هر دلیلی، باعث افزایش مجدد قیمت ها به صورت کاذب می شود.
وی با بیان این که مشکل مسکن با فروش متری و اجاره 99 ساله قابل حل نیست، می افزاید: مسکن باید با قیمت تمام شده و بدون در نظر گرفتن پول زمین در اختیار مردم قرار بگیرد و افراد در صورت تمایل به فروش، مسکن خود را به قیمت خریداری شده به مراجع مرتبط بفروشند.
البته در این باره سعیدی کیا وزیر مسکن و شهرسازی با تاکید بر کاهش 30 تا 45 درصدی قیمت مسکن در نقاط مختلف کشور طی چند ماه گذشته می گوید: قیمت ها در بازار مسکن همچنان تحت کنترل است.
سعیدی کیا با اشاره به اینکه ساخت وسازها در بازار مسکن باید قیمت متعادل خود را پیدا کند می افزاید: اگر تولید مسکن در سراسر کشور افزایش یابد، تعادل قیمت واحدهای مسکونی هم بیشتر می شود.
وی همچنین با اشاره به برنامه دولت برای ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی شهری تصریح می کند: اگر تولید مسکن در این حجم در دستور کار جدی قرار نگیرد به علت افزایش سالانه تقاضا، قیمت ها هم به تعادل نمی رسد.
آینده در کلام آخر
وزیر مسکن و شهرسازی در نخستین جلسه امسال هیئت دولت در جمع خبرنگاران سال 1388 را سال رونق طرح مسکن مهر اعلام می کند و می گوید: هر چند کار ساخت و ساز مسکن مهر به خود مردم و تعاونی ها بستگی دارد اما به طور قطع امسال تعدادی از واحدهای این طرح به اتمام خواهد رسید و مردم از آن استفاده خواهند کرد.
.

در محل امروزی تئاتر شهر ، در گذشته «کافه شهرداری» قرار داشت که یکی از مهم ترین تفرج گاه های مردم تهران به شمار می رفت . در این محل عصرهای پنج شنبه و جمعه سیرک بازان و معرکه گیران جمع می شدند و تهرانی ها اوقات فراغت خود را در این محل سپری می کردند. کافه شهرداری اواخر دهه سی تا اوایل دهه چهل یکی از مهم ترین پاتوق های روشنفکرانی چون فروغ فرخزاد و جلال آل احمد بود . در ابتدای دهه ۴۰ گروه کارگاه نمایشی به فکر افتاد تا برای تهران یک سالن آمفی تئاتر دست و پا کند ، شهبانو فرح دیبا که دانشجوی معماری بود به عنوان سرمایه گذار اعلام آمادگی کرد .با سرمایه گذاری فرح ، کلنگ تئاتر شهر در سال ۱۳۴۶، در محل کافه شهرداری به زمین زده و طراحی این ساختمان به عهده امیر علی سردار افخمی یکی از نام آورترین معماران آن دوره سپرده شد . سردار افخمی از شاگردان استاد «هوشنگ سیحون» بود. سیحون و افخمی، از بنیان گذاران جریان معماری پیشروی ایران بوده اند. مجموعه تئاتر شهر از ۵ تالار تشکیل شده . تالار های این مجموعه عبارتند از : تالار اصلی، تالار کوچک، تالار قشقایی، تالار سایه و تالار چهارسو . سالن اصلی که در طبقه همکف این ساختمان قرار دارد، به عنوان اولین و مهم ترین سالن به منظور اجرای نمایش هایی با پرسوناژهای متعدد در دو طبقه طراحی شده و گنجایش آن ۵۷۹ نفر است.

این سالن دارای تمامی تجهیزات لازم برای یک سالن تئاتر شامل : صحنه گردان الکتریکی، آسانسور دکور، سیستم آویزهای بالا رونده برای دکور، دهانه متحرک صحنه، پرده و امکانات سینمایی و دستگاه های کنترل کننده است . ورودی سالن نمایش نیز دارای دو درب با پوشش آکوستیک است تا از ورود صدای سالن انتظار به سالن نمایش جلوگیری کند. علاوه بر تالارهای نمایش ذکر شده ، این مجموعه دارای سالن انتظار و قسمت های پذیرایی ، کافه تریا ، بوفه ، کتابخانه ، مرکز اسناد ، کتابفروشی و بخش های اداری است. علاوه بر فضاهای سرپوشیده، محوطه باز اطراف بنا در مجاورت خیابان پهلوی ، پارک دانشجو و خیابان شاهرضا نیز بخشی از مجموعه تئاتر شهر محسوب می شوند . دور این ساختمان مدور ، ستون های قرینه به سبک ستون های تخت جمشید طراحی شده است که باعث می شود ساختمان شباهت زیادی با خیمه داشته باشد. بالای ساختمان گنبد نیم مدوری طراحی شده است که یادآور «برج طغرل و معماری دوره ایلخانیان است . شاید مهم ترین ویژگی تئاتر شهر در پلان دایره ای شکل آن باشد. این پلان ترکیبی از معماری یونان و روم قدیم و بناهای مربوط به نمایش ، مانند پانئوم و کلوزیوم است . اینگونه پلان ها در زمان ناصرالدین شاه وارد معماری ایران شده است. پس از سفر ناصرالدین شاه به فرانسه و انگلیس و دیدن سالن های نمایش و اپرای این شهرها، شاه دستور ساخت تکیه دولت را به شکل دایره ای، مانند سالن اپرای پاریس می دهد.
استفاده از آجر، در نما و ترکیب آن با کاشی فیروزه ای و سبز و همچنین بکار گیری عناصر تزیینی آجری، باعث ایجاد حس نزدیکی و آشنایی با بنای تئاتر شهر شده است. در ساختمان آن، ترکیبی جالب از کاشی و آجر به کار رفته است. ترکیب کاشی به شکل انتزاعی و استفاده از آجر برجسته که در دوره های مختلف تاریخی به ویژه در دوره ایلخانیان وجود داشته، در این مجموعه بکار رفته است.
در واقع فضاهای داخلی این بنا با پیچ و خم های حاصل از پیروی طرح از هندسه غالب، حالت رمز و راز گونه به خود گرفته و گویی فرد را در هزار توی خود اسیر کرده، آن چنان که ویژگی هنر است.
ساختمان تئاتر شهر در روز هفتم بهمن ۱۳۵۱ در حضور محمدرضا پهلوی و شهبانو فرح دیبا با روی صحنه رفتن تئاتر باغ آلبالو به کارگردانی آربی آوانیسان و با بازی داریوش فرهنگ ، سوسن تسلیمی ، مهدی هاشمی ، فهیمه راستکار و پرویز پورحسینی به عنوان مدرن ترین سالن تئاتر تهران افتتاح شد . در آغاز فعالیت، توسط سازمان جشن هنر شیراز اداره می شد که بعدها این وظیفه به رادیو و تلویزیون واگذار شد. در حال حاضر سرپرستی این سالن به عهده وزرات بی کفایت ارشاد میباشد و طرح احداث تونل زیر گذر مترو صدمات شدیدی به پایه های پی این ساختمان با شکوه که در زمره آثار ملی ایران ثبت شده وارد کرده است بطوریکه کارشناسان گزارش میدهند هر آن امکان فرو ریختن ناگهانی کل این بنا به دلیل مدور بودن میرود.

برج میلاد
مجموعه یادمان و برج میلاد در زمینی به مساحت 15 هکتار در تپه ای بین گیشا و شهرک غرب؛ میان چندین بزرگراه مهم به گونه ای قرار گرفته است که تقریبا از همه جای تهران قابل رویت است البته به دلیل تراکم بعضی از مناطق اندکی باید بالا رفت.
این مجموعه چند عملکردی در حوزه های مخابراتی، مراکز تجاری، رستورانها، خدمات پذیرایی، مرکز همایشها و خدمات گردشگری و تفریحی است. در حال حاضر این مجموعه شامل برج میلاد و مرکز همایشهاست و در فاز بعدی هتل 5ستاره و مرکز بین المللی تجارت و ارتباطات تهران به آن اضافه خواهد شد.
برج میلاد
این برج با ارتفاع 435 متر (که 120متر آن آنتن مخابراتی میباشد) چهارمین برج مخابراتی دنیاست.
ساختمان پای برج در 6 طبقه و مساحت 17 هزار متر مربع بناگردیده:
63 واحد تجاری، رستوران غذاهای بین المللی، تریا، نمایشگاه، فضای اداری، تاسیسات، و پایگاه اطلاعات رسانی در آن پیش بینی شده است. شفت برج با ارتفاع 315 متر یک سازه بتنی است که 3 ضلع این شفت 6 دستگاه آسانسور باسرعت 7 متر بر ثانیه بازدیدکنندگان را در 45 ثانیه به راس برج منتقل میکند. ساختمان راس برج یک سازه فلزی با وزن 2هزارتن و مساحت 16هزار متر مربع در 12 طبقه میباشد که در نوع خود دارای رکورد بزرگترین ساختمان راس دربرجهای مخابراتی میباشد. در طبقات مختلف آن سکوی دید باز، سکوی دید بسته، رستوران گردان باگنجایش 500 نفر، رستوران ویژه با ظرفیت 200 نفر، تریا، گالری های هنری، طبقات ویژه مخابرات و تلویزیون در نظر گرفته شده است. گنبد آسمان در بالاترین نقطه و در پایین ترین طبقه ساختمان راس منطقه امن از آتش در نظر گرفته شده است.
برجی که شاید به تهران بیاید!
این گونه برجهای مخابراتی با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیکی نوین کارآیی چندانی نخواهند داشت و هدف طراحی این برج نیز نه مشکل مخابرات و صداوسیما جهت پوشش دهی آنتن بوده نه ارسال امواج و پارازیت برای ماهواره؛
هدف اصلی طراحی این برج نماد جدید و درخور و شایسته کلانشهر تهران بوده. نمادی که به نوعی قرار است بیانگر قدرت، عظمت، پیشرفت، شکوه، استقلال و آزادی باشد و به نوعی در برابر نماد پیش از انقلاب، برج آزادی (شهیاد سابق) قرار گیرد. این برج سازه ای کاملا غربی و برگرفته از نماد شهرهای مدرن دهه 60 میباشد که نمونه مشابه آن نیز کم نیست.
برج میلاد به صورت ذاتی چیزی از هنر و معماری ایرانی در خود نداشت اما در ادامه کار در لابی و سازه راس آن تمهیداتی در جهت ایرانیزه کردن برج صورت گرفت. که با تمام این تمهیدات نیز هویت یک نماد و بنای ایرانی را به خود نگرفته است چه برسد به آنکه با نماد سابق تهران در این زمینه مقابله کند و تنها در ابعاد و مقیاس است که برتری از آن برج میلاد میشود.
استفاده از فضاهای این برج به عنوان جاذبه شهری و گردشگری برای خانواده های زیادی مقدور نمیباشد. رویت تهران از ارتفاع حدود 310 متری به همراه یک وعده غذا در رستوران گردان و استفاده از پارکینگ ان چیزی در حدود 70هزار تومان به ازای هر نفر هزینه در بر خواهد داشت. یعنی برای عده کثیری برج میلاد در حد رویت از فاصله دور باقی خواهد ماند و تنها در روزهایی که هوا آلوده است رویت آن معیار سنجش آلودگی هوا قرار گیرد.
برج میلاد ربطی به سروناز ایرانی ندارد!
شاد مهر راستین و سید محمد بهشتی که از طراحان نهایی این برج بودند در گفتگویی با یکدیگر! که در هفته نامه "شهروند امروز" چاپ شد، انتقاد از عدم تفکر برای استفاده همگانی این نماد ملی را این طور جواب دادند که:
"... شما در تهران جز سلسله جبال البرز چه چیز دیگری دارید که هرگاه چشمتان را میگردانید بتوانید آنرا مشاهده کنید. اما آسمان و البرز و دماوند و برج میلاد همیشه در افق دیدتان است؛ مگر هم به قله البرز صعود کرده اند! از طرفی اگر چیز دست یافتنی بود دیگر به نماد ملی تبدیل نمیشد!!!..."
حال اینکه به عنوان مثال مرکز فرهنگی هنری ژرژ پمپیدو (نماد معروف شهر پاریس) به جهت بازدید بیش از حد زودتر از زمان پیشبینی شده به تعمیرات اساسی نیاز پیدا کرد؛ و یا تیت مدرن(نماد جدید شهر لندن) نیز بازدید کنندگانش از مرز 22هزار نفر در روزگذشته اند! آیا دست یافتنی بودن و همگانی بودن تاثیر بهتری ندارد؟!!
برج میلاد افتتاح شد؟!!
نحوه ساخت و روند پیشرفت پروژه نیز در خور توجه میباشد. کلنگ این برج در سال 1376 زمان شهردار کرباسچی به زمین خورد و در حالیکه برجهای مشابه در مدت 4 الی 5 سال ساخته میشدند پس از گذشت 11 سال و هزینه 226 میلیارد تومان (226 میلیون دلار) که چهارونیم برابر رقم رایج و پیشبینی شده در ساخت اینگونه برجها میباشد، همچنان نمیتوان به اعلام کرد که برج میلاد به بهربرداری کامل رسیده است. عدم مدیریت صحیح، تغییر مدیریت و تغییر عملکرد مدیران نسبت به هم، نبود برنامه مشخص، کمبود بودجه و اعتبارات، تحریم، تاکید و گاهی اجبار بر بومی سازی در ساخت باعث طولانی شدن، اضافه شدن هزینه ها و انجام چند باره کارها گردید.
برای این برج در دوران شهردار احمدی نژاد اعتباری در نظر گرفته نشد و برجی که به اندازه یک شهرک سیمان مصرف کرده بود چیزی جز اتلاف سرمایه و انرژی دانسته نمی شد و حتی زمزمه هایی برای تخریب آن به گوش می رسید اما در زمان شهردار قالیباف، کسی که اعتقاد دارد تهران نمادهایی بهتر از برج میلاد باید داشته باشد و به صراحت اعلام کرده که این برج یک سازه غربی است تا ایرانی، و در دورانی که پروژه های عمرانی بیشتر و سریعتر انجام میشود، 55 درصد پیشرفت کار انجام گرفت.
برج میلاد یکی پر هزینه ترین و طولانی ترین پروژه های تهران میباشد. از دید مدیران، شهر تهران به یک نماد جدید پس از دوران انقلاب نیاز داشته و این وظیه بر عهده این برج که معمارانه و شهرسازانه نیست گذاشته شده. زمان بهترین داور خواهد بود و با گذشت زمان و با تکمیل پروژه های جدید و با مدیرت درست مردم قضاوت بهتری نیز خواهند کرد.

عصر ما عصر تظاهر ست هر كسي نقابي به چهره زده و نقاب ما هم اين گفتة سارتر است كه «مينويسم تا هشدار دهم»...!
سوداگري، پولشوئي، مفاسد اقتصادي، اين نگرانيهاي قديمي وقتي در رابطه با فضاي معماري مطرح ميشوند به پديدهاي نو تبديل ميگردند. و اما ... براي هنرمند، آفرينش با نگريستن آغاز ميشود. ديدن عملي آفرينشگرانه است. آفرينش كار ويژهاي است؛ مثلاً براي يك نقاش حقيقي، هيچ چيز دشوارتر از كشيدن يك گل سرخ نيست. زيرا براي اين كار اول بايد تمام گلهاي نقاشي شده را از ياد ببرد. در عرصة هنر، آفرينندة راستين صرفاً موجودي با استعداد نيست بلكه انساني است كه توانسته مجموعة گستردهاي از فعاليتهايي را هدفمندانه سر و سامان دهد. اما اين آفرينش در تعامل با سفارشدهنده يا كارفرما چه جايگاهي خواهد داشت؟
در اين نوشتار انديشههايي كه چندي است در دفاع از آنها ميكوشیم بيان شده است. واما ... از ميان همة جانداران تنها انسان از طريق كار خلاق و انديشة خلاق هويت خود را ميسازد. معمار آفرينشگر اگر توانايي آفريدن را از دست بدهد ديگر نميتواند انديشه و خود را به شيوهاي اصيل يعني شخصي بيان كند.
از ديرباز در تضمين ارائه يك اثر شكوهمند، قبل از اينكه نبوغ يك نابغه به عنوان معمار پايهگذار آن اثر باشد، داشتن كارفرماي بزرگ و با هويت عاملي بنيادين محسوب ميشود. اين تأثيرگذاري در حدي است كه بعد از انقلاب صنعتي با تغيير كارفرما از شاه و پاپ و يا مقامات و ... به مردم معمولي كه پول و قدرت نداشتند طراحي معماري فرق ميكند و با وضعيت و تفكر كارفرما متناسب ميشود (كه البته اين تغيير ريشه در فلسفة خاص آن زمان دارد.)
در واقع كارفرما و معمار در صحنة تئاتر به هنرنمايي و نقشآفريني و بده بستاني ميپردازند مانند تعاوني حيرتانگيز گياهان و جانوران كه با نوعي رابطة احياء دهان به دهان به وسعت يك سياره، چرخهاي بس زيبا پديد ميآورند.
اما می توان این سؤال را مطرح کردکه طريقة از كار انداختن، اضمحلال و مختل كردن اين چرخه چيست؟ البته براي جواب دادن به اين سؤال به شخصيتی كه نامش را «كارفرماي بيهويت» ميگذاريم نياز می شود. («كارفرماي بيهويت» يك عنوان و اسم است و نبايد با «كارفرماي باهويت» مقايسه شود بلكه اين خود صاحب يك حرفه است مانند: پزشك، معمار، وكيل و... و «كارفرماي بيهويت» كه سيستم و روش خود را دارد و نبایدقضاوت کرد!). در ادامة اين بحث ميتوان جواب اين سؤال اساسي را استنتاج نمود كه شايد مورد توجه قرار گيرد...
تئاتر از يك يا چند انسان تشكيل ميشود كه در جايي حضور مييابند، اداي چيزي را درميآورند وانمود ميكنند كه كاري انجام ميدهند چيزي ميگويند و در همينجا انسانهاي ديگري حضور مييابند كه قاعدتاً بيحركت و ساكنند.
آنان كه نقش ايفا ميكنند و «بازي» اي ارائه ميدهند، هنرپيشه ناميده ميشوند و آنهايي كه ساكت و بيحركت مينشينند، «تماشاچي» نام دارند.
امروزه در يك پروسة ساخت (يا نساخت) فضاي معماري، معمار همان تماشاچي است كه بيحركت و ساكن نظارهگر آن چيزي است كه اين جريان را به حركت درميآورد و پيش ميبرد يعني همان سودجويي آن بازيگران است (شایداز نظر کارشناسان نه ما!) كه بعضاَ به كارفرماي بيهويت يا سوداگران فضا مشهورند.
اكنون ديگر نبوغ يك معمار و خلاقيت يك انسان كه در ميان همة جانداران فقط او از طريق كار و انديشة خلاق هويت خود را ميسازد مسئلة ايجاد يك اثر باشكوه نيست چرا كه امروز ديگر مسئله، ساختن و ساخته شدن نيست. بلكه مسئله، نساختن و سود كردن است و اين، مطلوب آنان ميباشدكه با چالش در آن پروسه به دست ميآورند اما ميدانيم هيچ چيز به دليل مطلوب بودن ارزشمند نيست. اين در واقع با زبان معماري كردن است نه با انديشه و نبوغ يك معمار چرا كه زبان ابزار خلق اثر ميگردد و فضاي معماري به عنوان عصارة معماري و دليل وجودي آن ديگر مطرح نيست بلكه دلالي فضا مطرح ميشود.
از چندي قبل تا امروز ساخت و ساز مطرح ميشد آنهم به شكل بساز و بفروش از طريق هر كس ولي بالاخره چيزي ساخته ميشد. و حداقل، پويايي در اين عرصه وجود داشت اما از اين به بعد يك طراحي معماري هيچ گاه ساخته نميشود چرا كه مسئله ديگر ساخته شدن و ايجاد يك اثر نيست. عليرغم اينكه تعداد پروژهها زياد است، پروژهها به همين منوال شروع و پايان مي پذيرند. (يعني همان مثل معروف، كندن چاهي كه آب ندارد ولي نان دارد!)
همانطور که کارشناسان و صاحب نظران بر این عقیده هستند اغلب كارفرمايان بدون اطمينان از اعتبار منبع پرداخت و تأمين بودجه لازم، قرارداد تنظيم ميكنند که این موجب می شود پس از رسيدن به سود در جريان يك قرارداد به هر نحوي با بهانهگيريهاي خارج از شأن روند مقدس معماري، فسخ قرارداد را به معمار تحميل ميكنند كه در آن صورت هيچ چيز تضميني بر انجام قرارداد نیست . چرا كه عقد قراردادها يك طرفه است.
اينان اغلب كساني هستند كه در قالب شركتهاي بيشناسنامه و يا معلومالحال ادعا بر انجام فعاليت ساخت و ساز دارند و بدين طريق بر سرنوشت شهرها مسلط ميشوند. كه البته در صورت لزوم ميتوان اين موضوع را شفافتر در حوزههاو مناطق ... خاص بررسي نمود.
همة معماران و اين كارفرمايان در اين شهر زندگي ميكنند.
اما همزيستي معماران و اين كارفرمايان به معناي با هم بودن نيست. اقامت ماندگار آنان در شهر و همكاري با آنان زندگي مشترك نيست بطوريكه حصارها همچنان پابرجاست فقط به اين دليل كه پروژهها و متعاقب آن شايد هم پول در دست آنها ميباشد بايد با آنها بود.
اما اين نوع كارفرمايان به شهر ما به عنوان يك محل گذر مينگرند و چه بسيارند آناني كه از شهر فقط «راههاي فرار از قانون و اخلاق و دخمههاي امن» را شناختهاند بيآنكه به حضورشان واقعاً پي ببريم.
راستي شهر چقدر پوياست؟!!
و معمار كه بدنبال آفرينش آنچه نيست ميباشد سردرگم است. فعلاً ساكنان صاحب امتياز اين سياره بيشتر متمايل به اين هستند كه از منافع خود محافظت كنند تا آنكه ميوههاي توانمندي خويش را با ديگران سهيم شوند.
آنان با استحكامات خيالي قلمرو خويش را محصور ميكنند و با اين كار به غريبهاي كه بر درشان ميكوبد با همان استدلالهاي قهقرايي يك بنيادگرا پاسخ ميدهند. اينان نميدانند كه ماندگاري گروهها نه با طرد ديگران، بلكه با همبستگيها و نيز، نياز ابتدايي به امنيت و ارتباطها توجيه ميشود.
همانطور كه اگر تمام جهان يك كشور بود بيشك كشوري «جهان سومي» محسوب ميگرديد.
ما درگير يك بحران مشترك هستيم. ما كه صاحب آلترناتيوهايي در معماري جهان بودهايم حالا بايد از بحران در اين جريان تأثيرگذار رنج ببريم اين در حاليست كه جريان حاضر پس از مدتي به يك جريان پوسيده بدل خواهد شد. آيا سكوت آغازي بر يك تحول است كه ما سكوت كردهايم؟
البته در اين وانفسا كه هر كس در اين رابطه ادعايي دارد و هيچ گروه و فردي اين امور را زير نظر نميگيرد چه انتظاري از فضاهاي معماري خواهيم داشت. آيا تشكيل برخي جوامع، انجمنها و گروهها و ... با شكل فعلي آن كه محلي است براي پرزانتة باز هم افرادي خاص كاري بيهوده نيست؟ حالا كه قرار نيست هيچ سنگي روي سنگ ديگر بند شود آيا نبايد اين جوامع را در جهت دفاع از حقوق طراح تشكيل داد؟
معمار كه خود ابداعكنندة ساختار (Archi + tecture) يعني نظمدهنده به جهان هستي ميباشد و بايد بازيگر پرنقش و فعال تئاتر زمان خود باشد به تماشاگري منفعل تبديل شده است كه شاهد بازيگري و بازيگرداني غیر متخصصان در اين عرصه ميباشد و ابداع ساختار به يك خيالپردازي داستانواره بدل گشته.
ايجاد يك فضاي معماري قبل از داشتن يك معماري باارزش به كارفرمايي نياز دارد كه درك و هيجان رسيدن به ساختمان را داشته باشد، نه كارفرمايي كه سود در يك پروسه ويژه را مدنظر دارد (آنهم سودي بيدردسر با حداقل هزينه و زحمت و با زير پا گذاشتن اخلاق و ارزشها.) بدينگونه خلاقيت كه ارتباط با عالم ماوراء است زير پا گذاشته ميشود اين براي ما كه وارث اخلاقيات در معماري و آن بناهاي باشكوه ميباشيم يك فاجعه است.
روزي دغدغة ما سبك و سياق و روش و استراتژي و مدرن و پست مدرن و فولد و ... بود كه اختلاف هم برسر اينها بود. اما اين مباحث در يك حوزة امن معنا دارد در حال حاضر كه هر چه سودآور است خوب است و تاريخ انقضاء آن تا وقتي است كه براي افراد صاحب امتياز اين سياره سودآور باشد ديگر اين تبادل انديشه معنا ندارد.
ما كه وارث تمدني چندين هزارساله هستيم و معماري ما از ديرباز بعنوان آلترناتيو مطرح بوده است باید بدانیم اين پديدة گرانقدر و ديرباز شكل گرفتة ما دارد به انحطاط كشيده ميشود نه به دست يك معمار متعهد بلكه به دست «كارفرمايي بيهويت» كه همواره عامل اصلي شكلگيري بوده است.
آيا براي اعادة حيثيت اين پديدة جهاني كه از گذشته تاكنون دغدغة جوامع و مهمترين نياز آنها بوده است ميتوان كاري انجام داد؟ چه كساني سود اين زيان را ميبرند نميشود فهميد؟ يا نميشود ديد يا نميخواهيم ببينيم (يا نبينيم مطلوبتر است).
در دوران ما پيشگيري نه فقط نوعي امكان، بلكه الزامي اجتنابناپذير و ضرورتي اخلاقي است.( البته چندي است كه انجمن صنفي طي جلساتي درصدد ارائه راهكار مناسب براي جلوگيري از اين زيان برآمده است.)
اخلاق در اين عصري كه به قول آندره مالرو : عصري معنوي خواهد بود. ميتواند پيوندي باشد كه وضعيت اسفناك كارفرمائي و بده بستاني و همرائيهاي پوشالي و پذيرشهاي انفعالي معماران را خاتمه دهد.
وقتي خودمان را وارث معماريهاي عظيم در مقياس هستي ميبينيم كه بزرگاني چون لوكوربوزيه، لوئي كان، هيداك و ... به پيشبرد اين پديده كمك كردهاند خود را مكلف ميدانيم كه كاري كنيم.
ما بايد اين بحران مشترك را دريابيم ما بايد دريابيم و به ديگران هم بفهمانيم كه همگي سرنوشتي مشترك داريم.
براي ترسيم سرنوشت مشتركمان بايد به چشمانداز پيش روي خود بنگريم و عملي فراگير و متحد انجام دهيم كه از اين پس كنشهاي ما گسترهاي جهاني خواهد داشت.
آيا خواهيم توانست از خطاهايي كه نسبت به سيارة كوچكمان مرتكب شدهايم، درس بگيريم، تا بتوانيم نامتناهيها را با آرامش و صفا درنورديم؟
آيا اين سودجوئيها پيشرفت است؟ پيشرفت به كجا؟
لزوم تفكر دوباره دربارة پيشرفت اكنون يك اولويت شده است. ما بايد دريابيم اين انديشة سودمندي و سودآوري براي يك زندگي بهتر، در جهت زندگي باعزت و همراهي با احترام متمدنانه براي ديگران باشد. رشتة اخلاق ميتواند اين پيوند گسسته شده را به هم وصل كند و در آن صورت اين زنجير نامرئي ميتواند اين خلل را پر بنماید.
ديگر نبايد به اين بستگي متقابل كم بها داد بايد هر روز بيشتر دريافت كه اين مجموعه بوسيلة نفع مشتركشان در بقاء به هم پيوستهاند و راهحلهاي مسائل ما تنها با قبول يك ديدگاه دورنگر و جهاني بدست خواهند آمد. «تعهد متقابل» پذيرش اخلاقيات نوين را براي بقاء گونه انسان ايجاب ميكند، اين كار بايد هر چه زودتر انجام شود
البته حرکتهایی دراین زمینه قابل مشاهده است اما در جوامع پيشرفته جايگاه واقعي خود را پيدا كرده است.
اگر چه در توجيه اين پرسش كه چرا آدمي نخستين بار روي پاهايش ايستاد توضيحات منطقيتر، و خستهكنندهتري ارائه شده است. اما يكي از حدسهاي خوشايند در اين خصوص، آن است كه در آن موقع همچون حالا آدمي تلاش ميكرد به ستارگان دست يابد.
تجربه ما را به بهرهگيري از انديشههايي برميانگيزاند كه در آغاز هيچ كس آنها را باور نداشت اما سرانجام مسلم شد كه يگانه انديشههاي كارساز همانها هستند.
البته نگراني صاحب نظران را از آينده نميتوان به آمادگي براي فراموشي تعبير كرد.
فراموشي را هرگز نبايد به چشم گذرنامهاي براي رسيدن به صلح اجتماعي نگريست. حافظه بخشي از صلح مدني است. بلكه اين حافظه را بايد بعنوان يك تجربه ارزشمند در نظر گرفت.
وما خوشبين هستیم. همانند همة فرزندان دوران ركود و بحران اقتصادي و همچنان به عدالت پايبندیم و هيچ جرياني نميتواند اين باور را ازما بگيرد.
چرا كه هيچ كس نميتواند ادعاي مالكيت معجزه را بكند.

نمای ساختمان ها متعلق به کیست؟ (فرشید فرهمند-آرونا) ه
اگر در مسیر رفت و آمد روزانه خود به محل کارمان تصمیم بگیریم فقط به نمای ساختمانهای موجود و یا در حال ساخت بدنه خیابانها توجه بیشتری کنیم یک سوال اساسی به ذهن متبادرمی شود: نمای ساختمانها متعلق به کیست؟
کشور ایران که یکی از کهن ترین تمدنهای بشری را دارا است، از دیرباز مورد توجه جهانگردان داخلی و خارجی قرار داشته و علاوه بر صنایع دستی فراوان، بناها و ساختمانهایی با معماری چشمگیر و عظیم را در خود جای داده است که سبکهای زیبای معماری را به جهانیان عرضه کرده است؛ از ارگ بم، زیگورات چغازنبیل، تخت جمشید، پاسارگاد، طاق کسری و... گرفته، تا میدان نقش جهان، سی و سه پل و منارجنبان، مسجد جامع یزد، میدان امیر چخماق، محله فهادان و همچنین باغ فین و خانه بروجردی ها و گنبد سلطانیه و... تا برسیم به میدان حسن آباد و مسجد امام و میدان بهارستان و...، تا به امروز و ساختمانهایی نظیر مقابر شعرا در سراسر کشور و ساختمانهایی نظیر برج آزادی، ساختمان میراث فرهنگی و موزه هنرهای معاصر و... همگی ریشه در فرهنگ غنی هنر معماری اصیل ایرانی دارد و جای بسی خوشحالی است که تشکیلاتی نظیر سازمان میراث فرهنگی کشور متولی بخشی از این بناهای ارزشمند است که در واقع میراث بجا مانده از نیاکان، در این مرز و بوم هستند. مایه افتخار ماست که امروزه با تکیه بر این پشتوانه فرهنگی و هنری درجوامع دنیا به خود می بالیم. اما در کنار این افتخارات یک سوال دیگر در ذهن مطرح می شود: بناهای امروزین، چگونه مایه مباهات آیندگان خواهد شد؟
شلوغی کلان شهرها و مطرح شدن بحث های اقتصادی و بازار باعث شد تا ساختمانها از نظر تجارت و اقتصاد دارای بهایی گزاف گردند، قطعه بندیها و ایجاد حصارها و تفکیک کردن زمینها، خود حاکی از این مدعاست. در کنار هم قرار گرفتن ساختمانها و چسبیدن آنها به یکدیگر باعث شده ساختمانهای ما کمتر دارای چهار وجه مشخص بوده، آنچه که از یک بنا به دید و منظر اصلی بدل می شود تنها یک نماست و آن هم در اثر پیوستگی به یک دیوار که در واقع بدنه خیابانهاست تبدیل می شود.
با پیشرفت شهرنشینی در کشور، بحثهای طبقاتی شدن ساختمانها مطرح گردید و همین امر باعث شد که در کلان شهرها با واگذاری تراکم های ساختمانی، بناهایی بلند و چندین طبقه حاصل گردد. بدیهی است مشاغل جدیدی در این رابطه حاصل شد که گاهاً از تخصص مربوط منفک بوده اند و رونق این بازار، بسیار جذاب حرف مختلف قرار گرفت. شاید بررسی این موضوع از دو جنبه حائز اهمیت گردد: اول آنکه ساختمانهای قدیمی- که اکثراً بدون ملاحظات سازه ای و بدون داشتن یک پلان کارآی معماری طراحی گردیده بودند- تخریب شده و ساختمانهایی جدید با صرف هزینه های گزاف با مصالح امروزین و مقاوم حاصل گردید که اکثراً از نظر معمار ی و سازه، همچنین تأسیسات مکانیکی و برقی توسط مهندسین همین مملکت طراحی شده اند و در واقع زندگی شهرنشینی با ایجاد این نوع فضاها به سوی کمال رهنمون گردید، اما دوم آنکه وجود این ساختمانها خصوصاً در کنار خیابانهایی اصلی دیگر مقوله ای نیست که بدون برنامه ریزی دقیق و مدون حاصل گردد چراکه اگر به آیندگان خود بیاندیشیم و بدانیم ما نیز می بایست میراثی را برای آنها به یادگار بگزاریم، وظیفه سنگینی را به دوش خود حس خواهیم نمود. در این میان اگر نخواهیم بحث را مفصلاً وارد اصول شهرسازی کنیم و سعی نماییم کمی راحت تربحث را ادامه دهیم و فقط در این مقوله به بحث نماهای ساختمانها بپردازیم، باید اذعان داشت که در واقع نمای ساختمانها متعلق به مالکین آنها نیست! بلکه بخش عمده ای از بدنه خیابانهاست که آنهم متعلق به مردم است و حق مسلم هر شهروند است که در گذر از این خیابانها نماهایی زیبا، اصیل و برگرفته از فرهنگ و هنر کهن خود را ببیند اما چه تعهد و تقیدی برای طراحان و مجریان این ساختمانها وجود دارد؟ آیا هنگام طراحی و اجراء به حق مسلم شهروندان اندیشیده می شود؟ یا تنها سلایق شخصی معماران و در واقع کارفرمایان که در بسیاری از موارد متخصص این فن نیستند و ملاحظات فراوانی را نظیر بحثهای اقتصادی و تنها جذابیت بازار را در نظر می گیرند مطرح است؟ در این میان این احقاق حق چگونه باید صورت پذیرد؟ آیا نباید شهرداری کلان شهرها که سازمانهایی نظیر زیبا سازی و . . . را تحت نام خود رهبری می کنند، مقوله زیبا شناسی نماهای ساختمانها را بطور جدی پیگیری کنند؟ و آيا نبايست معماران هنرمند و صاحب سليقه كه در پروژه هاي بزرگ اين مملكت صاحب نظر و مطرح بوده و بسياري از اين پروژه ها را هدايت نموده اند، به ياري طلبيده شده و در اين امر اظهار نظر كنند؟
نگارنده معتقد است همانگونه که شهرداری ها بار سنگین بررسی و تصویب طرحهای معماری، سازه و تأسیسات مکانیکی و برقی ساختمانها را بدوش می کشند، و در بخشهاي مختلف معماري و شهرسازي، زيباسازي و . . . فعاليت دارند، بخشی فعال را راه اندازی نموده که در آن موضوع منطق پلانها و سیرکولاسیون طبقات را با دقت بررسی کرده و بدین ترتیب پا فراتر از قوانین امروزی شهرداری ها در خصوص ساخت و سازها گذاشته و تنها به رعایت بر و کف و مساحت نورگیر و پیش آمدگی ها و . . . نپردازند پس از آن می بایست از متقاضیان، خصوصاً مالکین ساختمانهایی که در بدنه خیابانهای اصلی واقع شده اند طرحهای سه بعدی نمای ساختمان را خواستار گردند و پس از بررسی در یک هیئت کارشناسی (که می تواند مرکب از معماران و طراحان و هنرمندان بنام این مملکت باشد) و انطباق آن با محیط اطراف مجوز ساخت را صادر نمایند و بدیهی است ناظرین می بایست مجریان را ملزم به اجراء نمای ساختمان مطابق طرح تصویبی گردانند. بدين ترتيب علاوه بر اينكه هر يك از ساختمانها (حداقل ساختمانهايي كه در جوار خيابانهاي اصلي هستند) داراي هويت معماري ناب خواهند شد، بهره برداران آنها نيز استفاده بهينه اي از اين فضاها خواهند نمود و از آن گذشته سلائق نه چندان ريشه دار موجود در ساختمانها کنوني بصورتي مدون، با برنامه و در عين حال زيبا و ماندگار ميگردند. همين امر علاوه بر رونق بازار ساخت و ساز و ايجاد يك رقابت سالم، توليدكنندگان مصالح ساختماني را به سمت هر چه بهتر نمودن، متنوع ساختن و مطمئن كردن كالاي خود رهنمون مي سازد. در ديدگاه آينده بخشي از دين خود را به آيندگان ادا نموده و مايه مباهات آنان خواهيم شد. اميد است نسل آينده نيز ميراث گرانقدر خود را حفظ كرده و براي نسل ها ي بعد از خود به يادگار بگذارند .

عصر ما عصر تظاهر ست هر كسي نقابي به چهره زده و نقاب ما هم اين گفتة سارتر است كه «مينويسم تا هشدار دهم»...!
سوداگري، پولشوئي، مفاسد اقتصادي، اين نگرانيهاي قديمي وقتي در رابطه با فضاي معماري مطرح ميشوند به پديدهاي نو تبديل ميگردند. و اما ... براي هنرمند، آفرينش با نگريستن آغاز ميشود. ديدن عملي آفرينشگرانه است. آفرينش كار ويژهاي است؛ مثلاً براي يك نقاش حقيقي، هيچ چيز دشوارتر از كشيدن يك گل سرخ نيست. زيرا براي اين كار اول بايد تمام گلهاي نقاشي شده را از ياد ببرد. در عرصة هنر، آفرينندة راستين صرفاً موجودي با استعداد نيست بلكه انساني است كه توانسته مجموعة گستردهاي از فعاليتهايي را هدفمندانه سر و سامان دهد. اما اين آفرينش در تعامل با سفارشدهنده يا كارفرما چه جايگاهي خواهد داشت؟
در اين نوشتار انديشههايي كه چندي است در دفاع از آنها ميكوشیم بيان شده است. واما ... از ميان همة جانداران تنها انسان از طريق كار خلاق و انديشة خلاق هويت خود را ميسازد. معمار آفرينشگر اگر توانايي آفريدن را از دست بدهد ديگر نميتواند انديشه و خود را به شيوهاي اصيل يعني شخصي بيان كند.
از ديرباز در تضمين ارائه يك اثر شكوهمند، قبل از اينكه نبوغ يك نابغه به عنوان معمار پايهگذار آن اثر باشد، داشتن كارفرماي بزرگ و با هويت عاملي بنيادين محسوب ميشود. اين تأثيرگذاري در حدي است كه بعد از انقلاب صنعتي با تغيير كارفرما از شاه و پاپ و يا مقامات و ... به مردم معمولي كه پول و قدرت نداشتند طراحي معماري فرق ميكند و با وضعيت و تفكر كارفرما متناسب ميشود (كه البته اين تغيير ريشه در فلسفة خاص آن زمان دارد.)
در واقع كارفرما و معمار در صحنة تئاتر به هنرنمايي و نقشآفريني و بده بستاني ميپردازند مانند تعاوني حيرتانگيز گياهان و جانوران كه با نوعي رابطة احياء دهان به دهان به وسعت يك سياره، چرخهاي بس زيبا پديد ميآورند.
اما می توان این سؤال را مطرح کردکه طريقة از كار انداختن، اضمحلال و مختل كردن اين چرخه چيست؟ البته براي جواب دادن به اين سؤال به شخصيتی كه نامش را «كارفرماي بيهويت» ميگذاريم نياز می شود. («كارفرماي بيهويت» يك عنوان و اسم است و نبايد با «كارفرماي باهويت» مقايسه شود بلكه اين خود صاحب يك حرفه است مانند: پزشك، معمار، وكيل و... و «كارفرماي بيهويت» كه سيستم و روش خود را دارد و نبایدقضاوت کرد!). در ادامة اين بحث ميتوان جواب اين سؤال اساسي را استنتاج نمود كه شايد مورد توجه قرار گيرد...
تئاتر از يك يا چند انسان تشكيل ميشود كه در جايي حضور مييابند، اداي چيزي را درميآورند وانمود ميكنند كه كاري انجام ميدهند چيزي ميگويند و در همينجا انسانهاي ديگري حضور مييابند كه قاعدتاً بيحركت و ساكنند.
آنان كه نقش ايفا ميكنند و «بازي» اي ارائه ميدهند، هنرپيشه ناميده ميشوند و آنهايي كه ساكت و بيحركت مينشينند، «تماشاچي» نام دارند.
امروزه در يك پروسة ساخت (يا نساخت) فضاي معماري، معمار همان تماشاچي است كه بيحركت و ساكن نظارهگر آن چيزي است كه اين جريان را به حركت درميآورد و پيش ميبرد يعني همان سودجويي آن بازيگران است (شایداز نظر کارشناسان نه ما!) كه بعضاَ به كارفرماي بيهويت يا سوداگران فضا مشهورند.
اكنون ديگر نبوغ يك معمار و خلاقيت يك انسان كه در ميان همة جانداران فقط او از طريق كار و انديشة خلاق هويت خود را ميسازد مسئلة ايجاد يك اثر باشكوه نيست چرا كه امروز ديگر مسئله، ساختن و ساخته شدن نيست. بلكه مسئله، نساختن و سود كردن است و اين، مطلوب آنان ميباشدكه با چالش در آن پروسه به دست ميآورند اما ميدانيم هيچ چيز به دليل مطلوب بودن ارزشمند نيست. اين در واقع با زبان معماري كردن است نه با انديشه و نبوغ يك معمار چرا كه زبان ابزار خلق اثر ميگردد و فضاي معماري به عنوان عصارة معماري و دليل وجودي آن ديگر مطرح نيست بلكه دلالي فضا مطرح ميشود.
از چندي قبل تا امروز ساخت و ساز مطرح ميشد آنهم به شكل بساز و بفروش از طريق هر كس ولي بالاخره چيزي ساخته ميشد. و حداقل، پويايي در اين عرصه وجود داشت اما از اين به بعد يك طراحي معماري هيچ گاه ساخته نميشود چرا كه مسئله ديگر ساخته شدن و ايجاد يك اثر نيست. عليرغم اينكه تعداد پروژهها زياد است، پروژهها به همين منوال شروع و پايان مي پذيرند. (يعني همان مثل معروف، كندن چاهي كه آب ندارد ولي نان دارد!)
همانطور که کارشناسان و صاحب نظران بر این عقیده هستند اغلب كارفرمايان بدون اطمينان از اعتبار منبع پرداخت و تأمين بودجه لازم، قرارداد تنظيم ميكنند که این موجب می شود پس از رسيدن به سود در جريان يك قرارداد به هر نحوي با بهانهگيريهاي خارج از شأن روند مقدس معماري، فسخ قرارداد را به معمار تحميل ميكنند كه در آن صورت هيچ چيز تضميني بر انجام قرارداد نیست . چرا كه عقد قراردادها يك طرفه است.
اينان اغلب كساني هستند كه در قالب شركتهاي بيشناسنامه و يا معلومالحال ادعا بر انجام فعاليت ساخت و ساز دارند و بدين طريق بر سرنوشت شهرها مسلط ميشوند. كه البته در صورت لزوم ميتوان اين موضوع را شفافتر در حوزههاو مناطق ... خاص بررسي نمود.
همة معماران و اين كارفرمايان در اين شهر زندگي ميكنند.
اما همزيستي معماران و اين كارفرمايان به معناي با هم بودن نيست. اقامت ماندگار آنان در شهر و همكاري با آنان زندگي مشترك نيست بطوريكه حصارها همچنان پابرجاست فقط به اين دليل كه پروژهها و متعاقب آن شايد هم پول در دست آنها ميباشد بايد با آنها بود.
اما اين نوع كارفرمايان به شهر ما به عنوان يك محل گذر مينگرند و چه بسيارند آناني كه از شهر فقط «راههاي فرار از قانون و اخلاق و دخمههاي امن» را شناختهاند بيآنكه به حضورشان واقعاً پي ببريم.
راستي شهر چقدر پوياست؟!!
و معمار كه بدنبال آفرينش آنچه نيست ميباشد سردرگم است. فعلاً ساكنان صاحب امتياز اين سياره بيشتر متمايل به اين هستند كه از منافع خود محافظت كنند تا آنكه ميوههاي توانمندي خويش را با ديگران سهيم شوند.
آنان با استحكامات خيالي قلمرو خويش را محصور ميكنند و با اين كار به غريبهاي كه بر درشان ميكوبد با همان استدلالهاي قهقرايي يك بنيادگرا پاسخ ميدهند. اينان نميدانند كه ماندگاري گروهها نه با طرد ديگران، بلكه با همبستگيها و نيز، نياز ابتدايي به امنيت و ارتباطها توجيه ميشود.
همانطور كه اگر تمام جهان يك كشور بود بيشك كشوري «جهان سومي» محسوب ميگرديد.
ما درگير يك بحران مشترك هستيم. ما كه صاحب آلترناتيوهايي در معماري جهان بودهايم حالا بايد از بحران در اين جريان تأثيرگذار رنج ببريم اين در حاليست كه جريان حاضر پس از مدتي به يك جريان پوسيده بدل خواهد شد. آيا سكوت آغازي بر يك تحول است كه ما سكوت كردهايم؟
البته در اين وانفسا كه هر كس در اين رابطه ادعايي دارد و هيچ گروه و فردي اين امور را زير نظر نميگيرد چه انتظاري از فضاهاي معماري خواهيم داشت. آيا تشكيل برخي جوامع، انجمنها و گروهها و ... با شكل فعلي آن كه محلي است براي پرزانتة باز هم افرادي خاص كاري بيهوده نيست؟ حالا كه قرار نيست هيچ سنگي روي سنگ ديگر بند شود آيا نبايد اين جوامع را در جهت دفاع از حقوق طراح تشكيل داد؟
معمار كه خود ابداعكنندة ساختار (Archi + tecture) يعني نظمدهنده به جهان هستي ميباشد و بايد بازيگر پرنقش و فعال تئاتر زمان خود باشد به تماشاگري منفعل تبديل شده است كه شاهد بازيگري و بازيگرداني غیر متخصصان در اين عرصه ميباشد و ابداع ساختار به يك خيالپردازي داستانواره بدل گشته.
ايجاد يك فضاي معماري قبل از داشتن يك معماري باارزش به كارفرمايي نياز دارد كه درك و هيجان رسيدن به ساختمان را داشته باشد، نه كارفرمايي كه سود در يك پروسه ويژه را مدنظر دارد (آنهم سودي بيدردسر با حداقل هزينه و زحمت و با زير پا گذاشتن اخلاق و ارزشها.) بدينگونه خلاقيت كه ارتباط با عالم ماوراء است زير پا گذاشته ميشود اين براي ما كه وارث اخلاقيات در معماري و آن بناهاي باشكوه ميباشيم يك فاجعه است.
روزي دغدغة ما سبك و سياق و روش و استراتژي و مدرن و پست مدرن و فولد و ... بود كه اختلاف هم برسر اينها بود. اما اين مباحث در يك حوزة امن معنا دارد در حال حاضر كه هر چه سودآور است خوب است و تاريخ انقضاء آن تا وقتي است كه براي افراد صاحب امتياز اين سياره سودآور باشد ديگر اين تبادل انديشه معنا ندارد.
ما كه وارث تمدني چندين هزارساله هستيم و معماري ما از ديرباز بعنوان آلترناتيو مطرح بوده است باید بدانیم اين پديدة گرانقدر و ديرباز شكل گرفتة ما دارد به انحطاط كشيده ميشود نه به دست يك معمار متعهد بلكه به دست «كارفرمايي بيهويت» كه همواره عامل اصلي شكلگيري بوده است.
آيا براي اعادة حيثيت اين پديدة جهاني كه از گذشته تاكنون دغدغة جوامع و مهمترين نياز آنها بوده است ميتوان كاري انجام داد؟ چه كساني سود اين زيان را ميبرند نميشود فهميد؟ يا نميشود ديد يا نميخواهيم ببينيم (يا نبينيم مطلوبتر است).
در دوران ما پيشگيري نه فقط نوعي امكان، بلكه الزامي اجتنابناپذير و ضرورتي اخلاقي است.( البته چندي است كه انجمن صنفي طي جلساتي درصدد ارائه راهكار مناسب براي جلوگيري از اين زيان برآمده است.)
اخلاق در اين عصري كه به قول آندره مالرو : عصري معنوي خواهد بود. ميتواند پيوندي باشد كه وضعيت اسفناك كارفرمائي و بده بستاني و همرائيهاي پوشالي و پذيرشهاي انفعالي معماران را خاتمه دهد.
وقتي خودمان را وارث معماريهاي عظيم در مقياس هستي ميبينيم كه بزرگاني چون لوكوربوزيه، لوئي كان، هيداك و ... به پيشبرد اين پديده كمك كردهاند خود را مكلف ميدانيم كه كاري كنيم.
ما بايد اين بحران مشترك را دريابيم ما بايد دريابيم و به ديگران هم بفهمانيم كه همگي سرنوشتي مشترك داريم.
براي ترسيم سرنوشت مشتركمان بايد به چشمانداز پيش روي خود بنگريم و عملي فراگير و متحد انجام دهيم كه از اين پس كنشهاي ما گسترهاي جهاني خواهد داشت.
آيا خواهيم توانست از خطاهايي كه نسبت به سيارة كوچكمان مرتكب شدهايم، درس بگيريم، تا بتوانيم نامتناهيها را با آرامش و صفا درنورديم؟
آيا اين سودجوئيها پيشرفت است؟ پيشرفت به كجا؟
لزوم تفكر دوباره دربارة پيشرفت اكنون يك اولويت شده است. ما بايد دريابيم اين انديشة سودمندي و سودآوري براي يك زندگي بهتر، در جهت زندگي باعزت و همراهي با احترام متمدنانه براي ديگران باشد. رشتة اخلاق ميتواند اين پيوند گسسته شده را به هم وصل كند و در آن صورت اين زنجير نامرئي ميتواند اين خلل را پر بنماید.
ديگر نبايد به اين بستگي متقابل كم بها داد بايد هر روز بيشتر دريافت كه اين مجموعه بوسيلة نفع مشتركشان در بقاء به هم پيوستهاند و راهحلهاي مسائل ما تنها با قبول يك ديدگاه دورنگر و جهاني بدست خواهند آمد. «تعهد متقابل» پذيرش اخلاقيات نوين را براي بقاء گونه انسان ايجاب ميكند، اين كار بايد هر چه زودتر انجام شود
البته حرکتهایی دراین زمینه قابل مشاهده است اما در جوامع پيشرفته جايگاه واقعي خود را پيدا كرده است.
اگر چه در توجيه اين پرسش كه چرا آدمي نخستين بار روي پاهايش ايستاد توضيحات منطقيتر، و خستهكنندهتري ارائه شده است. اما يكي از حدسهاي خوشايند در اين خصوص، آن است كه در آن موقع همچون حالا آدمي تلاش ميكرد به ستارگان دست يابد.
تجربه ما را به بهرهگيري از انديشههايي برميانگيزاند كه در آغاز هيچ كس آنها را باور نداشت اما سرانجام مسلم شد كه يگانه انديشههاي كارساز همانها هستند.
البته نگراني صاحب نظران را از آينده نميتوان به آمادگي براي فراموشي تعبير كرد.
فراموشي را هرگز نبايد به چشم گذرنامهاي براي رسيدن به صلح اجتماعي نگريست. حافظه بخشي از صلح مدني است. بلكه اين حافظه را بايد بعنوان يك تجربه ارزشمند در نظر گرفت.
وما خوشبين هستیم. همانند همة فرزندان دوران ركود و بحران اقتصادي و همچنان به عدالت پايبندیم و هيچ جرياني نميتواند اين باور را ازما بگيرد.