عناوین مقالات دکوراسیون: (روی عناوین کلیک کنید) ه

 

 

--------------------روش هایی برای بهبود فضای منزل

--------------------تاثیر رنگ در ابعاد ظاهری ساختمان

--------------------نور در معماری داخلی

--------------------رنگ در دکوراسیون منزل

--------------------طراحی اتاق کودک

 

 

 

 


 

روش هایی برای بهبود فضای منزل

(بهرام نوروزی)

 

با افزایش روز افزون جمعیت شهری و قیمت زمین، ساخت و ساز آپارتمان و زندگی آپارتمانی مقرون‌ به ‌صرفه‌تر شده است. بیشتر ما حداقل یک بار زندگی در محیط بسته آپارتمانی را تجربه کرده‌ایم و از معایب و مشکلات آپارتمان نشینی آگاهیم. یکی از عمده معایبی که بیشتر مردم از آن گله‌مند هستند خفه و بسته بودن فضای آپارتمان است. با استفاده از چندین نکته کوچک که بیشتر جنبه بصری دارد، می‌توانیم این فضای مرده را زنده‌تر و آپارتمان خود را دلبازتر كنيم:

انتخاب رنگ دیوارها

انتخاب رنگ مناسب برای فضای آپارتمانی، بخصوص آپارتمانهای با متراژ  کم بسیار مهم است. رنگها از نظر درخشندگی و شفافیت انواع مختلف دارند که بهترین انتخاب، انتخاب رنگهای روشن با درخشندگی و شفافیت زیاد است.

اصولا" رنگهای روشن باعث می‌شوند که فضا بزرگتر به نظر آید و هر چه شفافیت و درخشندگی آن بیشتر باشد به دلیل انعکاس نور، فضا زنده‌تر به نظر می‌رسد. یکی از رنگهای مناسب آپارتمان، رنگ استخوانی روشن است که علاوه بر داشتن شفافیت و روشنی، با بیشتر رنگهای وسایل منزل همنشینی دارد و کمپوزیسیون مناسبی را ایجاد می‌كند.

 براي ایجاد تنوع در رنگ، می‌توانید در قسمت دیوار اپن آشپزخانه از مصالح سنگی با رنگهای متنوع استفاده كنيد.

انتخاب کفپوش

براي پوشش کف آپارتمان از مصالح گوناگونی می‌توان بهره گرفت؛ از جمله سرامیک‌ها، پارکتهای طرح چوب‌، موکت و ... . اگر قصد تعویض کفپوش ساختمان را داشته باشید، در صورت استفاده از سرامیک، می‌بایست در انتخاب رنگ آن دقت زیادی كنيد، زیرا استفاده از رنگهای تیره در کف، فضا را فشرده‌تر نشان می‌دهد.

البته استفاده از رنگ‌های بسیار روشن مثل سفید نیز معایبی به همراه دارند، یکی از معایب آن یکدست شدن فضا است که براي برطرف کردن یکدستی آن می‌توان از یک قالیچه در زیر میز مبل استفاده کرد.

 یا اینکه در میان سرامیک‌ها طرح‌هایی با رنگهای متفاوت را به کار گرفت. در صورت استفاده از پارکت نیز می‌بایست نکات گفته شده را رعایت و رنگهای روشن طرح چوب را انتخاب کرد.

انتخاب مبلمان و چیدمان

انتخاب رنگ مبل اختیاری است اما استفاده از رنگهایی مثل کرم روشن یا حتی سفید به زنده تر کردن فضا کمک بیشتری كرده و فضا بزرگتر به نظر می‌آید. در مورد انتخاب طرح مبل بهتر است حتی‌المقدور مبل‌هایی با اشکال هندسی صلب یا بدون منحنی انتخاب شود.

در مورد نحوه چیدمان آن، بهتر است مبلها را تقریبا چسبیده به دیوارها قرار دهيد، علت انتخاب شکل بدون منحنی نیز این است که مبلها در کنار دیوار صاف ترکیب مناسبتری را ایجاد كنند. در صورت امكان سعی کنید وسایل خانه را نزدیک به دیوارها قرار دهید تا از هدر رفتن کوچکترین فضاها نیز جلوگیری شود. اگر در جلوی پنجره‌ها از پرده‌های پارچه‌ای استفاده می‌کنید بهتر است رنگ آنها نیز روشن انتخاب شود.

نورپردازی

نور نیز نقش مهمی را در زنده کردن فضا برعهده دارد. استفاده از نور مناسب و یکنواخت در آپارتمان، خفگی محیط را از بین می‌برد، البته استفاده از نور طبیعی بسیار مناسبتر است.

در صورت ضعیف بودن نور طبیعی، کمبود آن را با به کارگیری نور مصنوعی جبران كنید. سعي كنيد از پرده‌های عمودی یا کرکره‌ای استفاده  نکنید، زیرا از ورود نور خورشید به داخل تا میزان زیادی جلوگیری می‌كنند.

پرده‌های پارچه‌ای یا توری بهترین انتخاب برای پنجره‌های آپارتمان محسوب می‌شوند زیرا نور را به خوبی از خود عبور می‌دهند. استفاده از نورپردازی موضعی بر روی قاب‌ها و ... نیز باعث تحرک و ایجاد حرکت در فضا می‌شود.

استفاده از گیاهان

در ساختمانهای حیاط دار، کمبود طبیعت به وسیله ایجاد باغچه در کناره‌های حیاط جبران می‌شود. اما برای جبران آن در آپارتمان، می‌توان از گلدانهای کوچک که در گوشه‌های فضا قرار می‌گیرند استفاده کرد.

 سعی کنید گلدانها را در کنار پنجره‌ها یا تا جایی که امکان دارد در کنج دیوارها قرار دهید، زیرا معمولا گوشه دیوارها بدون استفاده می‌مانند.

در نهايت اينكه سعی کنید تا جایی که امکان دارد از رنگهای روشن در طراحی داخلی آپارتمان استفاده کنید.

 شاید این سئوال برایتان پیش آید که بکارگیری این همه رنگ روشن فضا را یکنواخت و سرد نمی‌کند؟ در جواب باید بگویيم این هنر شماست که با استفاده از قابها و وسایل تزیینی کوچک با رنگ‌بندی متنوع، فضا را جذاب‌تر مي‌كند.

 

 


 

تاثیر رنگ در ابعاد ظاهری ساختمان

 (روزنامه همشهری - سال سوم - شماره ۱۷۵)

 

هنگامی که خانه ای را برای سکونت بر می گزینیم، حداکثر سعی و تلاشمان را جهت انتخاب مناسب ترین مکان، آن هم با توجه به شرایط موجود زندگی مان صورت می دهیم؛ اگرچه در این میان ممکن است پاره ای از نیازهای ضروری مان در انتخاب موجود بی پاسخ مانده باشند ولی برای برآورده نمودن برخی از آنها نیز راه های مختلفی وجود دارد.

 

بازسازی و انجام تغییر و تحولات ساختاری در یک ساختمان، یکی از آن راه هاست. البته در مرحله بازسازی یک فضا، ممکن است با شرایط گوناگونی مواجه شویم: برخی از فضاها به گونه ای هستند که امکان انجام تغییر و تحولات اساسی در آنها وجود داشته و پروژه های کلی مانند برداشتن دیوار بین دو فضا، تغییر محل پنجره، ایجاد سقف های کاذب و غیره در آن مکان ها عملی است. به این طریق دست برای برآورده  نمودن نیازهای مربوطه افراد ساکن در آن مکان باز است ولی در صورتیکه به دلایل مختلف از قبیل موقعیت مکانی و خصوصیات معماری و نقشه کشی آن، شرایط مالی صاحب مکان برای انجام پروژه  بازسازی، امکان انجام تغییر و تحولات اساسی را نمی دهد، باید به دنبال راهکار دیگری بود. در چنین شرایطی رنگ و حقه های بصری با رنگ به یاری ما می آیند.

رنگ ها نه تنها در حس روحی و روانی ما موثرند، بر دریافت حس فیزیکی ما از محیط نیز نقش بسزایی دارند. آنها حتی قالب فیزیکی و معماری فضا را به لحاظ ظاهری بر هم ریخته و محیط را به گونه ای دیگر به ببیننده القا می کنند. تاکنون نحوه نگرش همه ما به رنگ با در نظر گرفتن معیارهای ظاهری بوده است. اغلب ما رنگی را برای فضای اتاقمان بر می گزینیم که تنها با لوازم دکوراسیونی موجود و همچنین نظر و سلیقه مان متناسب باشد ولی به نقش اصلی آن در معماری ساختمان و پیامدهایی که کاربرد آن رنگ می تواند در محیط داشته باشد، کمتر فکر می کنیم. حال آنکه هر رنگ، گذشته از ظاهری که از آن نمایان است، دارای خصوصیات مختلفی بوده و در همین راستا، تاثیرات گوناگونی نیز بر فضای اطراف و لوازم موجود در آن می گذارد که با توجه به این مشخصات و نتایج حاصل از کاربرد آنها، انتخاب رنگی برای یک محیط با شرایط و موقعیت خاص خودش، نمی تواند تنها از روی احساسات و با معیارهای زیبایی ظاهری صورت گیرد، بلکه ابتدا باید مقاصدی را که از کاربرد آن در محیط مد نظر است، مشخص کرد، سپس در راه دستیابی به هدف مورد نظر، به انتخاب نوع رنگ و روش به کارگیری آن پرداخته شود.

 

در واقع در مبحث کاربردی رنگ دو موضوع اصلی مورد توجه قرار می گیرد: ۱) نوع رنگ ۲) روش استفاده از آن در محیط. همه ما می دانیم که رنگ های روشن حتی از خانواده رنگ های گرم، فضا را روشن تر و بزرگتر جلوه می دهند و درست برعکس رنگ های تیره اگرچه از میان رنگ های سرد انتخاب شوند، فضا را کوچکتر می نمایانند و با جذب درصدی از نور آن محیط، از روشنایی موجود نیز می کاهند. گذشته از آن، نحوه به کارگیری هر یک از این رنگ ها با توجه به خواصی که دارند و تاثیراتی که بر محیط می گذارند نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از آنجا که در یک اتاق بیشترین حضور رنگ و در واقع پس زمینه دیگر لوازم با رنگ ها و بافت های گوناگون، سطوح ثابت یک فضا هستند، ابتدا باید کلیه تدابیرمان را حول این موضوع متمرکز سازیم. منظور از سطوح ثابت در یک فضا، سقف، کف و دیوارها هستند و با توجه به اینکه این سطوح و شرایط ظاهری آنها در هر زمانی که اراده کنیم قابل تغییر نیستند، باید اهداف معماری- دکوراسیونی مان را در راستای انتخاب و نوع رنگ و روش به کارگیری آنها در نظر گیریم. در تصاویر زیر و توضیحات هر یک از آنها، شما با این موضوعات به طور ملموس تری مواجه می شوید.

تصویر ۱: در این تصویر کلیه سطوح یاد شده به طور یکسان با رنگ های روشن، آن هم با یک تنالیته رنگ آمیزی شده اند. استفاده از یک تنالیته رنگی برای کلیه سطوح یک فضا، تناسب رنگی آن اتاق را حفظ می کند ولی در صورتیکه فضای شما از وسعت کمی برخوردار باشد، کاربرد رنگ های تیره در چنین وسعتی آن را کوچکتر جلوه می دهد حال آنکه استفاده از رنگ های روشن با این الگو، بر وسعت فضا به لحاظ دیداری می افزاید و درست به همین دلیل است که انتخاب یک رنگ روشن برای همه قسمت های فضا، مطمئن ترین و بی خطرترین روش رنگ آمیزی یک محیط است، حال آنکه زیباترین و بهترین نخواهد بود زیرا هنگامی که انتخاب پالت رنگی با تدبیر و با حفظ تنوع رنگی صورت می گیرد، فضایی زیبا، جذاب و دوست داشتنی حاصل خواهد شد، در ضمن نقش اصلی و مهم آن در تغییر ابعاد فیزیکی محیط را نیز نباید نادیده شمرد که در تصاویر دیگر شاهد آن هستید.

تصویر ۲: رنگ آمیزی یکی از دیوارها به رنگ تیره،  آن دیوار را بزرگتر جلوه می دهد. این تاثیر می تواند از طریق به کارگیری رنگ های تیره بر روی دیوارهای انتهایی یک فضا دریافت شود؛ به این ترتیب از طول ظاهری فضا کاسته شده و به عرض آن افزوده می شود. این روش رنگ آمیزی برای فضاهای کم عرض و راهروها بسیار حایز اهمیت است.

نکته:  البته به هنگام استفاده از رنگ های تیره برای چنین مکان هایی با هدف فوق، به میزان بهره مندی آن از نور طبیعی و حتی نحوه نورپردازی مصنوعی توجه لازم داشته باشید.

تصویر ۳ : در این اتاق رنگ آمیزی با روش برعکس تصویر قبلی اتفاق افتاده است. همان طور که ملاحظه می کنید، کلیه دیوارها و همچنین کف و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، به این صورت دیوار روشن تحت فشار رنگ های تیره اطرافش کوچکتر جلوه می کند. از این خاصیت برای فضاهای مکعبی شکل و جلوگیری از ایجاد احساس جعبه از محیط، بسیار مناسب است.

تصویر ۴: در این اتاق کلیه سطوح به جز کف به رنگ روشن رنگ آمیزی شده است ولی همین تیرگی کف سبب کوچکتر شدن ظاهری فضا می گردد. پس با وجود اتاقی کم وسعت، انتخاب کفپوشی تیره رنگ اگر چه دیوارها و کف به رنگ روشن باشند، ناصحیح است.

تصویر ۵: اتاق های اغلب ساختمان های قدیمی از سقف های بلندی برخوردار بودند ولی امروزه با سیستم آپارتمانی خانه ها، ارتفاع سقف ها از حداکثر ۲۹۰ سانتی متر تجاوز نمی کند. حال در صورتیکه اتاق شما نیز دارای چنین شرایطی است و می خواهید سقف آن را کمتر جلوه دهید،  آن را به رنگی تیره تر از رنگ های به کار رفته در سطوح دیگر به خصوص دیوارها رنگ آمیزی کنید. این روش برای سه بعدی کردن اتاق بسیار مفید است.

تصویر ۶: اگر سقف فضای اتاقتان به اندازه ای بلند است که با تیره  کردن تنها همان محدوده، هدف مورد نظر حاصل نمی شود می توانید مقداری از رنگ تیره سقف ر ا به دیوارهای آن محیط انتقال دهید. کاربرد یک رنگ روشن در زیر این نوار تیره ای که در بالای دیوار از ادامه رنگ سقف ایجاد شده است، اتاق را به نظر وسیع تر می رساند.

تصویر ۷: در فضایی که دیوارها و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، انتخاب یک کفپوش به رنگ روشن، از ایجاد احساس فشار در اتاق جلوگیری به عمل می آورد. به این ترتیب با وجود تیرگی سطوح دیگر، رنگ کف اتاق تا اندازه ای اعتدال رنگی محیط را برقرار می سازد.

تصویر ۸: برای آنکه دیوارهای اتاقتان و در نهایت سقف بلندتر جلوه کند، دیوارها را به رنگی تیره تر از سقف رنگ آمیزی کنید. انتخاب رنگ تیره برای دیوارها، آنها را به هم نزدیک تر کرده و رنگ روشن سقف به آن عمق بیشتری می بخشد.

این راهکار رنگ آمیزی برای فضاهایی با سقف کوتاه مانند زیرزمین های مسکونی که ممکن است حتی از وسعت کافی نیز برخوردار باشند ولی سقف کوتاه فشاری را از جانب بالا وارد می آورد، ایده آل است.

تصویر ۹: اگر مشکل کوتاهی سقف با پیشنهاد ارایه شده در تصویر قبلی به طور کامل قابل حل نبود، درست برعکس تصویر ۶ کلیه سطوح به جز سقف را با رنگ تیره بپوشانید با توجه به اینکه مقداری از رنگ روشن سقف را به رنگ تیره دیوارها نفوذ دهید. این خطاهای بصری، افزایش ظاهری سقف را تشدید می کند.

 

 

 


 

نور در معماری داخلی(کامران رحیمی صادق) ه

 

 

اگر از نور کامل و طبیعی خورشید که گستردگی و کیفیت آن قابل مقایسه با نورهای دیگر نیست صرف نظر کنیم، استفاده از نور آبی مصنوعی و چراغ های روشنایی، به نیازی ضروری و همیشگی تبدیل شده است.

به خصوص نقش نورپردازی در معماری داخلی بسیار مهم و جذاب می نماید. با افزایش کارآیی های صنعت برق و امکانات تکنولوژیک مربوط به آن، استفاده از محصولات وابسته به آن نیز رشد چشمگیری داشته است؛ چنانکه باید اذعان داشت روشنایی، راه را برای یک تحول در شناخت و طراحی معماری باز کرده است. این محصولات که مشتمل بر انواع چراغ ها و سیستم های روشنایی هستند، ابزار اصلی نورپردازی را تشکیل می دهند. با تنوع این ابزار، طراحان با مسئله ای مواجه می شوند و آن انتخاب صحیح وسیله نوری و تعیین محل مناسب برای آن است. چنین مشکلی پیچیده تر از تامین کمی نور است. اگر چه لامپ های عریان قادرند نیازهای کمی نور را به آسانی مرتفع کنند، واضح است که جنبه های دقیق تامین آسایش و نکات ظریف زیبایی شناسی از عهده این وسایل ساده برنمی آید. در حقیقت گره کار در تهیه و تامین نور نیست بلکه تنظیم منابع نوری برای خلق محیط مناسب بصری، مسئله اصلی است.
در بررسی های انجام شده پیرامون استفاده افراد از نور و چگونگی نورپردازی منازل مسکونی خود، اطلاعاتی راه گشا به دست آمده است که راه را برای راهنمایی تولیدکنندگان، طراحان و نهایتاً استفاده کنندگان باز می کند یا باعث سوق دادن آنان به سمت استفاده از منابع نوری مطلوب و راهنمایی عموم به استفاده درست از منابع در اختیار می شود. ابتدا این نکات را مرورکرده و در ادامه، نکاتی را درباره روشنایی عمومی از نظر می گذرانیم. افراد مورد مطالعه در این مبحث در پاسخ به سؤالی در زمینه استفاده از نور عمومی و موضعی در محل زندگی خود اکثراً اذعان دارند که نور عمومی را بیشتر از نور موضعی در محل زندگی خود استفاده می کنند. 75% افراد، نور عمومی و 25% نیز نور موضعی را مورد استفاده قرار می دهند. در مورد استفاده از انواع مختلف چراغ های روشنایی، بازار خرید و استفاده به ترتیب با 50% و 35% و۱۰% در اختیار چراغ های سقفی، دیواری و پایه دار زمینی قرار می گیرد که این خود می تواند موید استفاده بیشتر مردم از نورهای عمومی در محل زندگی خود باشد. رنگ غالب نورهای مورد استفاده نیز حکایت از این دارد که نورهای با رنگ سرد، بیشتر از رنگ های گرم در بین مردم طرفدار دارد. اکثر مصرف کنندگان و خریداران چراغ های روشنایی هنگام خرید محصول مورد نظر، اولویت هایی را برای آن مدنظر دارند که زیبایی منبع نوردهنده، کیفیت نوردهی آن، قیمت و نصب و نگهداری آن، به ترتیب از عوامل دخیل در خرید و جذب مشتریان به محصولات است.
در اینجا به بررسی عواملی می پردازیم که عوامل اصلی در روشنایی محیط هستند. قابلیت دید در ناحیه تامین روشنایی، مهمترین نیاز استفاده کننده در محیط است. این قابلیت به عواملی بستگی دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
شدت روشنایی: برای هر ناحیه تامین روشنایی خاص باید میزان منابعی از شدت روشنایی ایجاد شود. شدت روشنایی در سراسر ناحیه ای که تامین روشنایی آن مدنظر است باید به طور معقولی یکنواخت باشد. این بدان معنی است که سر تا سر اتاق باید به میزان مناسبی روشن شود. این امر به منظور اجتناب از ایجاد نواحی تاریک با وسعت زیاد است که ممکن است در حالتی که شخص بایستی از ناحیه تامین روشنایی مربوط به خود به اطراف نگاه کند بر تطابق چشم اثر بگذارد.
شدت روشنایی باید با استانداردهای مربوطه انتخاب شود.
سطوح مجاور: از تفاوت زیاد در شدت روشنایی سطوح مجاور باید اجتناب شود. تفاوت بین شدت روشنایی سطوح مجاور نباید از نسبت ده به یک تجاوز کند. از این رو درخشندگی اطراف ناحیه تامین روشنایی باید کمتر از درخشندگی خود ناحیه تامین روشنایی باشد؛ در غیر این صورت، قابلیت دید در این ناحیه، مختل می شود.
همچنین ممکن است باعث خستگی چشم شود، زیرا در این حال باید خود را دو برابر شرایط جدید تطبیق دهد. ( مثل هر بار که چشم از صفحه تلویزیون به اطراف منحرف می شود و دوباره به صفحه بر می گردد).
در صورت تداوم این کار، چشم خسته شده و منجر به ناراحتی هایی از قبیل سردرد، خستگی مفرد و غیره می شود.
حفظ شدت روشنایی: به منظور اطمینان از اینکه شدت روشنایی مورد نظر همواره تامین می شود، باید تدابیری برای حفظ شدت روشنایی، تعمیر و نگهداری و تمیزکردن چراغ ها اتخاذ شود.
شدت روشنایی نباید هرگز به کمتر از 80 درصد مقدار توصیه شده افت کند. در طراحی های خوب روشنایی، برای جبران تقلیل نوردهی در نتیجه کهنگی لامپ و تجمع آلودگی روی چراغ ها، شدت روشنایی اولیه، بیشتر از مقدار لازم در نظر گرفته می شود.
کنترل خیرگی چشم: به منظور پیشگیری از ایجاد خیرگی ناراحت کننده چشم ناشی از منابع نوری، درخشندگی آنها در زاویه های دید معمولی باید محدود شود.
لامپ های بدون پوشش، باعث ایجاد خیرگی ناراحت کننده چشم می شوند زیرا درخشندگی آنها معمولاً خیلی زیاد است. این امر در مورد لامپ های فلورسنت بدون پوشش در حالتی که کار مداوم در زیر نور این لامپ ها مورد نیاز است نیز صادق است.
چراغ هایی همانند لامپ فلورسنت از نوع بلند با پایه های باریک، بدون استفاده از وسایل کنترل چشم از قبیل پخش کننده های منشوری یا شبکه ای به کار می روند. با این حال، در حالی که مدت زمان قرارگیری در زیر نور لامپ های فلورسنت بدون پوشش برای مثال در راهروهای اتاق استراحت و غیره کم باشد، استفاده از آنها قابل قبول است.
انعکاسات ناخواسته: برخی از انعکاسات ممکن است در کارایی یا راحتی اشخاص، اختلال ایجاد کنند؛ مثلا انعکاس نور از روی سطوح براقی که روی آنها مطالبی نوشته شده است. معمولاً این امر خارج از کنترل طراح روشنایی است؛ زیرا به وضعیت قرارگیری در ناحیه تامین روشنایی نسبت به منبع نوری بستگی دارد. توزیع روشنی سطوح داخلی اصلی: علاوه بر کنترل درخشندگی منابع نوری، روشنی سطوح داخلی اصلی از قبیل دیوارها، سقف ها و غیره از طرق زیر حاصل می شود:
۱ - درنظرگرفتن ضرایب انعکاسی مناسب برای سطوح
۲ -تامین روشنایی مناسب برای سطوح
هدف از اتخاذ این تدابیر، اجتناب از تفاوت های بیش از حد روشنی سطوح وسیع است که در میدان دید قرار دارند. تفاوت های خیلی زیاد در روشنی سطوح همانند و درخشندگی بیش از حد منابع نوری باعث خستگی مفرط چشم ها می شود. از طرفی در صورتی که روشنی، خیلی یکنواخت باشد، تاثیر آن ایجاد محیط خسته کننده یا افسرده کننده است. با اینکه توزیع روشنایی عمومی عامل اصلی است ولی شدت سایه ها نیز در محیط تاثیر می گذارد. شدت سایه ها به وسیله نوع توزیع نور تعیین می شود. مثلاً نوردهی با زاویه بسته باعث ایجاد سایه هایی با شدت زیاد می شود؛ در حالیکه لامپ های فلورسنت سایه هایی ملایم ایجاد می کنند. سایه های با شدت زیاد، معمولاً مناسب نیستند؛ به جز مواردی که هدف، ایجاد جلوه های ویژه باشد.
انتخاب مستقیم روشنایی: سیستم های روشنایی باید به گونه ای انتخاب شوند که توزیع روشنی مورد نیاز را ایجاد کنند. این بدین معنی است که در مورد آویز یا چراغ هایی که روی سطوح نصب می شوند، در دفاتر کار و اماکن، حداقل 30 درصد نور منتشره باید به طرف بدن باشد. در این صورت می توان از کافی بودن روشنی سقف اطمینان حاصل کرد.
روشنایی غیرمستقیم: نحوه عمل این نوع روشنایی به صورت توکار است. در این روش همه نورها به طرف سقف هدایت می شود و سایر سطوح در اتاق به وسیله انعکاس متقابل روشن می شود. نتیجه این امر، خسته کننده است؛ زیرا توزیع روشنی بیش از حد یکنواخت است. همچنین این نوع روشنایی کارایی خوبی ندارد و فقط در موارد خاص باید از آن استفاده کرد. محل قرارگیری چراغ ها: ترتیب قرارگیری چراغ ها به منظور نیل به توزیع روشنی دلخواه لازم است به گونه ای باشد که نورکافی به قسمت های بالایی دیوارها و سقف برسد.
این امر عموماً نیاز به یک طرح قرارگیری چراغ ها در فواصل یکنواخت دارد تا بدین ترتیب شدت روشنایی مورد نیاز در صفحه مربوط به ناحیه تامین روشنایی حاصل شود. در حالی که ترتیب قرارگیری به صورتی است که فواصل بین چراغ ها از مقدار حداکثر نسبت به فاصله به ارتفاع نصب تجاوز نمی کند و فاصله از دیوارها نصف این فاصله است.
در مورد توزیع با زاویه بسته: به منظور حصول اطمینان از اینکه روشنی دیوار کافی است چراغ ها را لازم است حتی نزدیک تر به دیوارها قرار داد. در مورد چراغ های با نوردهی به طرف بالا لازم است آنها را در فاصله حداقل 150 سانتی متر از نصف و حتی بیشتر از آن قرار داد؛ به طوری که نور به طرف بالا به خوبی روی سقف توزیع شود.
رنگ و ترتیب رنگ ها: علاوه بر انعکاسات مناسب، سطوح باید دارای رنگ های مناسبی باشند. به طور کلی رنگ ها نباید قوی یا خیلی ضعیف باشند. رنگ های قوی می توانند باعث خستگی مفرط چشم شوند. مخروط های چشم در اثر خسته شدن باعث دیگرگونی تاثیر رنگ ها می شوند. رنگ های ضعیف نیز به همین صورت باعث خستگی چشم می شوند.
ترتیب رنگ ها در قسمت اصلی داخل اماکن بایستی ساده و غیر مزاحم باشد. به کمک مراکز آسودن بصری به شکل صفحات آویزان از دیوار مثل تقویم و ... محیطی که از نظر بصری رضایت بخش است، ایجاد می شود. از پنجره ها نیز برای این منظور استفاده می شود.
رنگ های گرم عبارتند از: قرمز، زرد، کرم، قهوه ای و... .
رنگ های سرد عبارتند از: آبی ها و سبزها و... .
انتخاب رنگ به محیط احساسی که تمایل به ایجاد آن است، بستگی دارد. رنگ های گرم از لحاظ بصری مهیج هستند؛ در حالی که رنگ های سرد، آرامبخش و متعادل هستند. تاثیر دیگر رنگ های گرم یا سرد روی اندازه های ظاهری اتاق است که کوچک تر و بزرگ تر از مقدار واقعی به نظر برسند. رنگ های گرم باعث کوچک تر به نظر رسیدن اتاق می شوند؛ در حالی که رنگ های سرد، اتاق را بزرگ تر نشان می دهند.
انتخاب رنگ نور منبع نور به عوامل زیر بستگی دارد:
۱ -کاری که در ناحیه تامین روشنایی انجام می شود.
۲ - شرایط داخل اماکن
۳ - سازگاری با سایر منابع نوری موجود مثل لامپ های نور زرد
برخی از کارهایی که در ناحیه تامین روشنایی انجام می گیرند، نیاز به منابع نوری با بازده رنگ بسیار خوب دارند. مشخصه های منابع نوری در هر دو مورد بازده رنگ و دمای رنگ برای این کاربردها معمولاً در استانداردهای مربوطه تعیین می شوند.
انتخاب دمای رنگ به شدت روشنایی بستگی دارد. در شدت روشنایی کم، نیاز به دمای رنگ پایین است و در شدت روشنایی زیاد، نیاز به دمای رنگ بالا . این انتخاب احتمالاً پیرو این مسئله است که نور روز معادل دمای رنگ بالا با شدت روشنایی زیاد پنداشته می شود، در حالی که دمای رنگ پایین که بشر هنگام شب در اطراف آن می نشست، برابر با شدت روشنایی کم تصور می گردید. انتخاب صحیح منابع نوری و ترتیب رنگ ها یک امر تجربی است، زیرا در مورد اینکه رنگ های مختلف در زیر نور منابع نوری مختلف و در محیط های مختلف چگونه به نظر خواهند رسید جز با تجربه شخصی نمی توان نظر داد.
رنگ نور آن تاثیر حسی است که به وسیله مجموعه طول موج های مختلفی که توسط چشم دریافت می شود، ایجاد می گردد. رنگ نور را نباید به عنوان یک مشخصه سطوح منعکس کننده نور تلقی کرد. رنگ نورهای منعکس شده از سطوح، به انتخاب نوع منبع نوری بستگی دارد. نهایتاً اینکه تصمیم گیری در مورد اینکه یک سطح رنگی در زیر نور یک منبع نور خاص چه رنگ به نظر خواهد رسید با استفاده از تجربیات عملی ممکن می گردد

 

 

 


 رنگ در دکوراسیون منزل (محمدرضا کاشانی) ه

 

رنگ یکی از جالب ترین جنبه های دکوراسیون است. طراحان دکوراسیون امروزی تقریباً همه قوانین سابق در ارتباط با استفاده از رنگ های گوناگون و ترکیب آنها با یکدیگر را در هم شکسته اند و امروز هر رنگی را می توان در دکوراسیون منزل به کار برد. دیگر مرزها و محدویت های گذشته در کاربرد رنگ ها در دکوراسیون رعایت نمی شوند و شاید به همین دلیل انتخاب مجموعه رنگی دلخواه برای دکوراسیون یک خانه مشکل تر شده باشد. اما هنوز راه هایی برای تشخیص مجموعه رنگی مناسب برای هر خانواده وجود دارد. امروزه بیش از هر چیز به سلیقه و روحیات ساکنین خانه توجه می شود. هر یک از ما احتمالاً ایده هایی درباره رنگ های مورد علاقه خود داریم و انتخاب و سلیقه ما اغلب بهترین راهنما برای انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای محل زندگی و منزلمان است. اگر به یک پارچه کنفی رنگ پریده، یک رومیزی بنفش پررنگ و یا لباس هایی به رنگ های زنده و درخشان تمایل دارید اینها می توانند راهنمای شما در انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای منزلتان باشند. در قدم اول کلیه لوازمی که در منزل دارید و آنها را به خاطر رنگشان دوست می دارید در یک جا جمع کنید. این وسایل ممکن است عبارت باشند از یک روسری، یک سرویس بشقاب، صابون یا کارت تبریک و یا هر آنچه به واسطه رنگش مورد پسند شما است. کتاب ها و مجله هایی که در رابطه با ترکیب رنگ هستند، تهیه کنید و با مطالعه آنها اطلاعات کافی در رابطه با ایجاد ارتباط میان رنگ های گوناگون کسب کنید.

رنگ هایی که شما می پسندید، ترکیب آنها با یکدیگر در یک مجموعه واحد ، و تأثیر نور موجود در فضا بر آنها عواملی هستند که نتیجه کار را تحت تأثیر قرار می دهند.

هنگامی که رنگ های مورد پسندتان را انتخاب کردید با استفاده از مداد رنگی، مداد شمعی، آبرنگ و یا هر وسیله رنگ آمیزی دیگری که در اختیار دارید آنها را در کنار هم بر روی یک قطعه کاغذ سفید آزمایش کنید. اندازه سطوح رنگی مختلف را تغییر دهید و به آنها کمی سفید برای روشن تر شدن اضافه کنید. به چرخه رنگ مراجعه کنید و با استفاده از آن رنگ مورد نظرتان را یافته در کنار آن امتحان کنید. به خاطر داشته باشید که رنگ های منتخب شما وقتی بر روی سطح دیوارهای اتاق اجرا شوند تاثیری بسیار قوی تر از نمای آنها بر روی یک قطعه کاغذ خواهند داشت. وقتی به یک ترکیب رنگی رضایت بخش رسیدید توجه داشته باشید که تأثیر نور موجود در محیط و شرایط منزل خود را نیز در نظر بگیرید . به عنوان مثال دیوارهای زرد درخشان برای یک خانه آفتاب گیر در منطقه ای با آب و هوای گرم و آفتابی ، بسیار زیبا به نظر می رسند؛ اما همین رنگ بر روی دیوارهای یک اتاق شمالی که از نور طبیعی کمی بهره مند است نازیبا و کسل کننده خواهد بود. در چنین اتاقی استفاده از رنگ زرد خردلی نتیجه ای بسیار مناسب تر خواهد داشت. نور چه از نوع طبیعی و چه مصنوعی باشد تأثیرات مختلفی بر رنگ خواهد داشت و آگاهی از این امر هنگام طراحی رنگ یک فضا ضروری است. دقت کنید که در چه زمانی از روز و به چه میزان نور طبیعی به هر یک از اتاق های شما می تابد و رنگ مورد نظرتان برای هر یک از اتاق ها را در نور همان اتاق بیازمایید.

 

انتخاب رنگِ مناسب برای پوشش دیوارها اولین قدم در طراحی رنگی برای دکوراسیون هر اتاق است ؛ اما شاید یافتن رنگ های متناسب با آن برای دیگر اجزای دکوراسیون کمی مشکل تر به نظر برسد. استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.

در این جا به برخی از اصطلاحات متداول طراحان دکوراسیون در ارتباط با رنگ اشاره می کنیم:

رنگ های آکسان: رنگ های تند و درخشانی که برای زنده کردن و انرژی بخشیدن به یک مجموعه رنگی به آن اضافه می شوند، مانند رنگ صورتی تند چند کوسن و یک جفت شمع در یک اتاق نشیمن که با خانواده رنگ کرم رنگ آمیزی شده است.

رنگ زمینه: رنگ زمینه رنگی است که در بزرگ ترین سطوح و به بیشترین میزان در یک فضا مورد استفاده قرار گرفته است مانند رنگ دیوارهای یک اتاق. رنگ زمینه ، اغلب به عنوان پس زمینه ای برای سایر رنگ های به کار رفته در اتاق مورد استفاده قرار می گیرد و سایر رنگ ها مانند رنگ های آکسان یا متضاد را در خود جای می دهد.

رنگ های متضاد: این رنگ ها در کنار هم تاثیری چشمگیر بر بیننده باقی می گذارند چنان که حتی پس از بستن چشم ها این تاثیر تا مدت کوتاهی در ذهن بیننده باقی می ماند.

رنگ های سرد: این رنگ ها حاوی مقدار زیادی رنگ آبی هستند، به عنوان مثال خاکستری هایی که شامل مقداری رنگ آبی باشند احساس سردی و سرما را در شما ایجاد می کنند در حالی که خاکستری حاوی قرمز یا بنفش قرمز حس گرما را در بیننده القا می کنند و ویژگی دیگری خواهند داشت.

رنگ های مکمل: این رنگ ها که در چرخه رنگ در برابر یکدیگر قرار دارند در کنار هم نمایی چشمگیر و متعادل می آفرینند. این رنگ ها هرگز از یک خانواده نیستند و حداکثر تفاوت را با یکدیگر دارند. به عنوان مثال می توان چند کوسن نارنجی تند را در زمینه ای از رنگ آبی نمونه بارزی از این ترکیب در نظر گرفت.

رنگ های غالب: رنگ غالب همیشه رنگی که در بزرگترین سطوح و به بیشترین میزان در مجموعه ای به کار رفته ، نیست بلکه رنگی است که بیش از بقیه رنگ ها نظر را به خود جلب می کند.

یک خانواده رنگی: شامل مجموعه ای از رنگ ها می شود که به نوعی با یکدیگر مرتبط هستند برای مثال خانواده آبی شامل مجموعه ای از رنگ های آبی است که از یک سو با آبی سبزها شروع می شود و از سوی دیگر به رنگ های آبی بنفش ختم می شود. خانواده قهوه ای از رنگ قهوه ای و قهوه ای خاکستری تا پرده های نارنجی و قرمز را شامل می شود.

رنگ های گرم: این رنگ ها محتوی مقدار قابل ملاحظه ای قرمز هستند. حتی برخی از آبی ها نیز ممکن است به واسطه وجود مقداری قرمز در آنها در این مجموعه جای بگیرند.

رنگ های هم پرده: اینها رنگ هایی هستند مانند رنگ زرد پررنگ و آبی پررنگ ، این رنگ ها لزوماً از یک خانواده نیستند بلکه هر دو دارای میزان مساوی از رنگ قرمز یا آبی هستند و هیچ یک بر دیگری غلبه نمی یابند.


(علی صابری منش)

ه  

 

 

 

چگونگی به دنیا آوردن فضای معماری به گونه ای که بتواند برانگیزاننده غرور شود و میان آنچه ماده یی شده و میان آن کس که به بهره وری از آن پرداخته, پلی بسازد که بر روی آن بتوان دو سویه حرکت کرد,مشروط از عاملیت و عملکرداست که بدون کنش , تدبیر و ابداع تحقق نمی یابد.عاملیت و عملکرد فضا ها را تغییر میدهند و نهایتآ کنش به سوی آن تجربه های انسانی و زیبائی شناسی را دگرگون خواهد کرد.

 

 

امروزه , کنش , تدبیر و ابداع و مفهوم گرایی , در نمودها و دغدغه های انسانی که هستی اش را می سازد اهمیتی خاص یافته است و دیگر جائی برای کسانی که خود را اربابان تفکر و معمار می دانستند , وجود ندارد.امروزه از مهمترین نمود ها و دغدغه های جامعه رشد , تعالی و پویائی انسانهاست .انسانی که بدون شک آینده ساز فردا خواهد بود .انسانهائی که در ایجاد محیطی جهت رشد و تعالی کودک که همانا پایه و اساس آن از بدو تولد شروع به شکل گیری میکند , در فراهم کردن محیطی مناسب برای او میکوشد.

فرآیند رشد انسانها , در کودکی , تاثیر بسزایی در شخصیت آنان دارد.عقیده بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت بر این است که شخصیت هر انسان در ۷ سال اول زندگی او شکل می گیرد , فرآیند رشد کودک در سالهای اولیه زندگی متاثر از عوامل بسیاری است.فعالیت , به عنوان عامل اصلی رشد و یادگیری کودک فرآیندی است که در ارتباط با فضا و محیط کودک , رشد همه جانبه او را موجب می گردد.فضاهای مرتبط با فعالیت کودکان باید دارای شرایط مناسب و مطلوب برای رشد فیزیکی , ذهنی , عاطفی و اجتماعی آنان باشد.تحقق این امر از طریق بکارگیری المانهای طراحی معماری ای که منطبق با شرایط جسمی و روانی کودک باشد , امکان پذیر است.

طراحی اتاق کودک می بایست با روحیه کودکان در تطبیق باشد و باید طوری طراحی شود که تا مدرسه رفتن کوک مورد استفاده قرار گیرد از این رو در طراحی فضاهای کودکان , شناخت کودک اهمیتی خاص می یابد.و از آنجائی که کودکان دنیای تخیلی خاص خویش را دارند , بسیاری از آنان در سنین زیر ۷ سال , دنیا را آنطور که باید باشد مجسم می کنند , نه انگونه که هست.و همین امر باعث میشود محیط کودکان آن فضائی نباشد که معمار بدون شناخت , آن را طراحی می کند.آنچنان که وقتی معماری بر نمود های سنتی زندگی از طریق تفاوتهای مفهومی تاثیر می گذارد , بر خوردهایی مطرح می شود که قبل از آن بطور کامل پنهان بودند و این چنین است که آشکار و هویدا می شوند.

شکل کلی فضای معماری کودکان از عناصری منحصر بفرد , برجسته و آنچه بر انگیزنده احساسات وی است , سرچشمه می گیرد.اشکال خالص هندسی رفتار ادراکی کودک را مورد توجه قرار می دهند و اجازه نمی دهند تا مفاهیم گوناگون در جزئیات تصوری کودکانه مدفون بماند.نقاشیهای کودکان نشان میدهد که کودکان در تصوراتشان , فضا را چگونه می بینند.آنها بطور دقیق و کامل , ( بعنوان کاربر ) فضا را قبول کرده و آن را با جزئیات در ترسیماتشان بیان می کنند , که خود مایه تعجب است.

کودکان معمولآ دوست دارند در مورد اینکه کهاتاقشان چگونه دیده میشود , بحث کنند.آنها اظهارات مهمی می نمایندو نظراتی در باره رنگ اتاق و دیوارها و مبلمان مناسب خود را بیان می کنند و میخواهند در مورد آنها تصمیم پذیری شود.بدینگونه کودکان فرضیه طراحان را قطعی خواهند کرد.این فرضیه اساس طراحی خواهد بود که تصور کودکانه , اشکال معماری و شاخص مخصوص به خود را بر می انگیزد , مثل آنچه که , اینگونه توسط کودک بیان می شود : شبیه به ماهی است , سر و چشم دارد , مثل قایق است اما بدون پارو.

اتاق کودک قلمروئی مخصوص به آنان است.آنجا برای آنان همچون جهان بزرگ تصور می شود.آنان در آنجا به موسیقی گوش فرا می دهند , بازی می کنند , در رویاهای خود فرو می روند , کتاب می خوانند و......

از این رو کودک هواره در حال جنبش و جنبیدن است و دوست دارد کنجکاوی و کاوش را همراه با بازی در دنیای خود انجام دهد , بنابراین محیط اطرافش باید مطابق با فعل و انفعال درون کودک باشد و حواس و حس کنجکاوی او را بر انگیزد. از این رو بهترین فضا ها جهت کودکان می بایست , رنگارنگ , جاذب , پر مشغله و منظم , پر نشات ولی با این حال آرامش بخش و در عین حال بی خطر باشد.نائل گشتن بدانها تنها بوسیله برنامه ریزی دقیق میسر خواهد بود. از این رو با مد نظر گرفتن المان های زیر خواهیم توانست در ایجاد محیطی مناسب و متناسب با حال و هوای آنان و هر آنچه در رشد و تعالی آنان تاثیر گذار است , فائق گردیم.

1.مشورت :با کودک خود صبحت کنید.و فعالیتهای مورد علاقه او را بیابید و توجه نمائید او از چه چیزهائی لذت می برد.ازصفات منحصر بفرداو به دقت مطلع شوید.و بیابید که دوست دارد محیطش چگونه آراسته شود.کودکان باید کمک کنند تا محیط خود را بیا فرینند , بدین کونه آنها یاد می گیرند , مسئولیت پذیر بوده و برای بثمر رساندن کیفیت استعداد و جودی خود کوشش نمایند.

2.قیاس و مبلمان :طراحی فضا ی منطبق با شرایط کودکان به طور قطع بستگی به شناخت کافی از ویژگی های رشد آنان دارد.خصوصیات جسمی و روانی کودکان در مراحل مختلف رشد , اساس برنامه ریزی فضا و طراحی برای آنان است.اندازه میز و صندلی , کمد های اسباب بازی و نیز ارتفاع مناسب دستگیره درها , دستشوئی ها , شیر ها و .. ضروری است.اگر فضا و عناصر آن متناسب با اندازه های کودکان باشد , آن ها به سادگی می توانند از فضا ها و وسایل مربوط به خود استفاده کنند.قطعات متنوع مبلمان , نیمکت , میز و صندلی , تابلوها , قفسه ها و غیرهای که با مقیاس و در حد و اندازه آنان ساخته می شود , اغلب برای هر بازی شکل ویژه ای بخود می گیرند.

3.تقسیمات فضا :اتاق کودک باید به طریقی چند منظوره طراحی شود و از آنجائی که کودکان از اتاقشان برای بسیاری از فعالیتها در کنار استراحت و خواب استفاده می کنند , تقسیمات و قلمرو های خاص و مشخص خود را طلب می کند. از قبیل فضائی برای مطالعه و بازیهای مهیج و همچنین فضائی برای سرگرمی.فضای بازی باید در کنار فضای خواب و استراحت کودک و در ارتباط مناسب با آن طراحی شود .تجهیزات مورد نیاز در فضای بازی شامل :قفسه و صندلی , پارک کودک و .... است.

4.محدودیت ها :کودک در این مرحله کنجکاو و بی باک است.تا آنجائیکه آنها هیچگونه اطلاعی از خطر ندارند.از این رو با ایجاد قفسه ها نه تنها اشیا ئی مانند بطری و دارودر ارتفاعی مناسب و بدور از دست کودک در امان است بلکه محیط نیز نظمی دوچندان می یابد.

5.رنگ:رنگهای روشن به چشم بچه ها با شکوه هستند.برای دیوارها از کاغذ دیواری رنگی و یا رنگ شاد استفاده کنید.و رنگ و بافت را به آنها اضافه نمائید.میتوانیم حریم ها و همچنین لبه های دیوار را مشخص و بر جسته نمائیم.و ابر ها و ستارگان را بر سقف اضافه نمائیم.کودکان رنگهای تابناک و درخشنده را دوست دارند.اما شما میتوانید با به کار بردن رنگهای شاد و تابناک در روی هر دیوارمحدوهای رنگی را نیز معین کنید.رنگهای شاد و شفاف و آزاد , تصور کودکانه را بر می انگیزند و آنان را به آفرینش و خلاقیت را تشویق می کنند.همچنین پیدایش یا ظهور دیوارهای روشن از قبیل استفاده ازکارکترهای کارتونی و مانند آن در دیوارهای اتاق های کوچک می تواند بسیار مفید باشد.

6.روشنائی :فضاهائی با نور طبیعی و شفاف اثر مثبت بر کودکان دارند.بعبارت دیگر اتاق های تاریک با نور مصنوعی و نامناسب اثر منفی در پی خواهند داشت.از این روگزیدن نحوه و میزان روشنائی در اتاق کودک اهمیتی بس مهم را ایفا مینماید و تاثیر مهمی در خواندن و نوشتن و ایجاد آرامش و تمرکز آنان دارد.نور مناسب فضا را جهت محیطی آرام و مناسب جهت مطالعه محصور می نماید.بررسی تاثیر میزان نور در شب نیز در روحیه آنان حائز اهمیت است.

7.پنجره ها :پنجره و جهت آن در اتاق کودک اهمیتی ویژه دارد.از طریق آن نور شمالی به داخل می تابد و شادابی و سحرخیزی را به بار می آورد. کودکان پنجره هایی را که در تقابل و مرتبه چشمانش است را بیشتر دوست میدارد , بطوریکه ایشان مجبور نیستند برای نگاه کردن به خارج قد بکشند.از سوی دیگر کودکان از میان پنجره ها حرکت خورشید را دنبال می کنند تا زمانیکه به محل مشخصی برسد و غروب کند , فعالیت های خود را خاتمه می دهند.

در گرداگرد این عناصر کودکان بازی می کنند و از این طریق از تصوراتشان بهره می برند تا دنیای خودشان را بیافرینند.از این رو با ایجاد کنش و واکنش و ایجاد کنجکاوی خواهیم توانست کودک خود را به فکر فرو بریم .ایجاد کنش دنیای جدیدی را بر روی کودک خواهد گشود.و او را در شناخت هر چه بیشتر پیرامون و دنیای پر رمز و راز خود تشویق خواهد نمود. آنجنانکه که معماری و عناصرشبرانگیزنده نیروی حرکتی و تشویقی خواهند بود و آن هنگامدیگر پایانی بر این باور نخواهد بود.